نقش هویت قومی در تعامل جمهوری اسلامی ایران با جامعه شیعیان روسیه

 

شیعیان روسیه در دوران پس از فروپاشی شوروی

در دوران پس از فروپاشی شوروی، موج جدید مهاجران صورت گرفت که شامل دو گروه اساسی بود؛ یعنی ساکنان باکو که عمدتاً تا اواسط سال های 1990 جمهوری را ترک کرده بودند و نمایندگان بخش کشاورزی آذربایجان. گروه اخیر، با همان مشکلات تطبیق خود با زندگی در شهر بزرگ روبه رو می شوند که همه مهاجران روستایی در شهر دارند. آن ها معمولاً سطح آموزشی پایین تر از عموم مردم شهر نشین دارند و نیز مجبورند به صورت الزامی به قوم و خویشان روستایی خود کمک کنند.

آذربایجانی هایی که پس از فروپاشی شوروی وارد روسیه شدند، با مهاجران مراحل قبلی تفاوت زیادی دارند. در چارچوب پروژه پژوهشی «توسعه اجتماعی- قومی مسکوی بزرگ» که انستیتوی قوم شناسی و انسان شناسی آکادمی علوم روسیه همراه با کنگره آذربایجانی سراسر روسیه انجام داد، 47% آذربایجانی هایی که از مدت ها پیش در مسکو زندگی می کنند، تحصیلات عالی دارند؛ در حالی که این رقم در میان مهاجران جدید از حد 25% نگذشته و طبیعی است که موقعیت اجتماعی آن ها نیز فرق می کند. 48% مهاجران جدید در بخش تجارت و خدمات فعالند و درآمد آن ها چندان بالا نیست، در حالی که میزان هنرپیشه ها، نویسندگان و نقاشان آذربایجانی، به تدریج کاهش می یابد. (ایراس، 24 دی 1387)

الف) جامعه شیعیان مسکو

شمار دقیق شیعیان مسکو در سال های اخیر روشن نیست. بر پایه سرشماری سال 1989، در مسکو 20727 آذربایجانی، 2434 لزگی و 1292 تات زندگی می کردند. با توجه به این که بیش تر آذری ها شیعه هستند، با استناد به آمارهای رسمی دولت، در آستانه فروپاشی شوروی 20-24 هزار شیعه در مسکو زندگی می کردند. بنابر همین آمار، در سال 2000، شمار شیعیان مسکو به هشتصد هزار نفر رسید؛ در حالی که رهبران شیعه، تعداد شیعیان مسکو را یک میلیون نفر برآورد کرده اند. (جعفراف، 1388) بر پایه آمار مدیران انجمن های شیعی مسکو، 90% مسلمانان ساکن مسکو، شیعه هستند؛ زیرا این آیین، محبوبیت زیادی در میان تازه مسلمانان دارد. (کرمی، 1393، ص150)

شیوه مدیریت در جامعه شیعیان روسیه، از عواملی است که شیعیان را جذب می کند. تحصیلات بالای اعضای روس مجمع اهل بیت‰ و انعطاف پذیری آن ها در فعالیت های اجتماعی- سیاسی و هم چنین سطح بالای اعتقاداتشان در مقایسه با شیعیان سایر اقوام که آشکار و روشن است، نیز از عوامل جذب روس ها و تازه مسلمانان به آیین شیعی به شمار می رود.

شیعیان روس، ابتدا در مسکو سازمانی به نام «مرکز دین شناسی شیعیان مسکو» تشکیل دادند که ارتباط نزدیکی با شیعیان ایرانی داشت. مرکز تحلیل و هماهنگی شیعیان، «آشنایی طیف گسترده ای از طبقات گوناگون اجتماعی روسیه با مکاتب علمی، فلسفی و میراث فرهنگی جعفریت» را از اهداف خود قرار داده است. هر دو مرکز، هم کاری نزدیکی با سازمان های رسمی شیعیان در کشور و دیگر نقاط دنیا دارند. مدیران انجمن های شیعیان مسکو، ارتباط وسیع اطلاعاتی، فرهنگی، ایدئولوژیک، حقوقی- الهی و آموزشی خود را با مراکز دینی ایرانی از جمله مجمع جهانی اهل بیت‰ حفظ می کنند. (ابراهیمی ترکمان، 1388، ص39-41)

 ب) جامعه شیعیان سنت پترزبورگ

سنت پترزبورگ مرکز و محل زندگی مشترک گروه های محلی اقوام مسلمان و مناطق گوناگون امپراتوری روسیه و سایر کشورهاست. گزارش وزارت دفاع امریکا، شمار مسلمانان این شهر و حومه آن را 250 هزار نفر برآورد کرده است. (Smith, 2006, p.7)

می توان گفت ایران، نخستین کشوری بود که سفارت خود را در سال 1711 در سنت پترزبورگ، پایتخت وقت روسیه گشود. در سال های 1892-1915 سفارت و کنسول گری ایران را میرزامحمدخان، سفیر نیرومند ایران و دبیران وی، میرزااسحاق خان و میرزاعلی اکبرخان اداره می کردند. در سال 1832، شمار کارمندان دولتی ایران در سنت پترزبورگ دوازده نفر بود. در سال 1869، شمار آنان به بیست نفر رسیده (15 مرد و 5 زن). سپس این رقم در سال های 1881 به 107 نفر افزایش یافت (100 مرد و 7 زن) شمار آنان در سال 1897 به 56 نفر (40 مرد و 16 زن) کاهش و در سال 1919 شمار کارمندان دولتی به 260 نفر افزایش یافته است.

در سال 1841 ، شیعیان که به صورت گروه هایی نزدیک به هم در این شهر می زیستند، خواستار مکانی جداگانه در کنار گورستان مسلمانان (نوو والکوفسکی: گورستان تاتارها (Novo-volkovski))، برای خاک سپاری مردگان خود شدند. مقامات سنت پترزبورگ این درخواست را پذیرفتند. در آغاز سده هیجده میلادی، بازرگانان ایرانی در نزدیکی میدان تروییتسکی (Troitski) زندگی می کردند که در آن هنگام میدان مرکزی شهر به شمار می رفت.

تا پیش از این که روسیه روابط بازرگانی خود را با آسیای میانه و چین آغاز کند، ایران شریک اصلی بازرگانی روسیه در شرق به شمار می رفت. این روابط بازرگانی، در سده نوزده و آغاز سده بیست هم چنان ادامه داشت. پس از تصرف سرزمین های شمالی ایران در سده هیجده میلادی، روسیه به ماوراءالنهر راه یافت و کارمندان دولتی از سرزمین های تازه فتح شده روسیه به پترزبورگ آمدند که شیعیان آذربایجانی از آن جمله بودند. این شیعیان، هم چنین در دانشگاه های نظامی و در میان سربازان وظیفه نیز وجود داشتند. یک گروهان مسلمان شیعه در سال 1839 به ارتش روسیه در قفقاز افزوده شد و در سال 1842 در این گروهان، روحانیان نیز خدمت می کردند. شیعیان ساکن در شهر پترزبورگ در این دوران، بیش تر دانشجو یا بازرگان بودند.

در سده نوزدهم نیز بیش تر شیعیان پترزبورگ ایرانی بودند. در سال 1869 شمار آن ها به پنجاه نفر رسید (48 مرد و دو زن) که هنگام سرشماری، برخی اصلیت خود را ایرانی و شمار کمی نیز افغانی اعلام کرده بودند. رشد شتابان صنعتی در پایان سده نوزدهم و آغاز سده بیستم، موجب شد شمار آذربایجانی ها سنت پترزبورگ افزایش یابد. در سده نوزدهم، شمار نمایندگان دولتی ماوراءالنهر نیز افزایش یافت. (ابراهیمی ترکمان، 1388، ص129-131)

 ج) جامعه شیعیان داغستان

بیش تر شیعیان جمهوری داغستان، از بازماندگان پارسیان دربند به شمار می آیند یا آذری و یا برخی لزگی های زیر نفوذ آذربایجان در داغستان هستند. ایرانی ها، شاهسون ها و طالش ها، از دیگر اقوام شیعه به شمار می روند. (اکینر، 1366، ص320) به جز شهر کهن دربند، نیز شماری از شیعیان ایرانی تبار، در شهر «ولادی قفقاز» مرکز جمهوری استیای شمالی زندگی می کنند و مسجد کهن و بزرگی دارند. (امیراحمدیان، 1386، ص37) چندین گروه کوچک شیعه نیز در میان درگین ها هستند. (اکینر، 1366، ص162) آن ها آیین های خود را برگزار می کنند که نمودارترین آن ها مراسم سوگواری محرم است. این مراسم، در «بوئیناسک» (Buinakst) دربند و در مسجد «محل»  (Magal) برگزار می شود.

 مراسم زنجیر زنی محرم در روستاهای آذری از جمله «جالگان» (Jalgan) (300 خانوار) و «ارابلینکا» (Arablinka) (200 خانوار) برگزار می گردد. «مسکین چی» (Miskinji) تنها روستای لزگی (200 خانوار) است که مراسم در آن جا برگزار می شود. پس از ایستادگی این مناطق در برابر شوروی و صدها نفر که در جریان اعلام استقلال آذربایجان از شوروی در 1990 شهید شدند، این مراسم رنگ و بوی خاصی دارند و بیش تر مردم در جنوب داغستان/شمال آذربایجان به آن توجه دارند. (Chenciner, 1997, p.213)

 مساجد

آذربایجانی ها با هم کاری قزاق ها در سال 1898 انجمن خیریه مسلمانان، بازرگانان و صاحبان صنایع را تأسیس کردند و سهم بزرگی در ساخت مسجد جامع پترزبورگ داشتند. انجمن خیریه مسلمانان در سال 1911 «شب آذربایجان» را برپا کرد. در پایان اکتبر 1917 برای نخستین بار در تاریخ روسیه، نماز مشترک مسلمانان سنی و شیعه در مسجد جامع سنت پترزبورگ برگزار شد. (ابراهیمی ترکمان، 1388، ص129-131)

در مسکو حدود شش مسجد و چند نمازخانه وجود دارد که سه مورد آن شیعی است. (Smith, 2006, p.2) «مسجد یادبود» و «مسجد جامع» (Cathedral Mosque) که یوری لوژکف به ساخت و طرح گسترش آن ها کمک کرده؛ مسجد تاریخی(Historical Mosque)؛ نمازخانه «سفر» (Safar) در فرودگاه «دومو دِدُوُ» (Domodedovo)؛ مساجد «اینام» و «یادرام» (Inam & Yadram)، متعلق به شیعیان در مجموعه آموزش های دینی مسکو واقع در «اوترادنویه» (Otradnoe) (شمال شرقی مسکو) است که در پایان دهه 1990 «رشید بیاضیت اُف» بازرگان تاتار آن را ساخت.

اداره روحانی تاج الدین (TsDUM)، نمازخانه «دومو دِدُوُ» و مساجد «اینام» و «یادرام» را اداره می کنند (March, 2009, p.89) و (Филатов, 2006)؛ مسجد سفارت ایران در خیابان ناواتروف (Novotrov)؛ مسجد افعان ها در هتل «سواستوپل» (Sevastopol) که یک مرکز بازرگانی افغان آن را بنا کرده است. (March, 2009, p.89) بیش تر نمازگزاران مساجد شیعی آذربایجانی هستند. امروز کوشش هایی برای ساخت مسجد شیعیان در شهرهای دیگر روسیه در جریان است. (امیراحمدیان، 1386، ص37)

 سازمان های شیعیان روسیه

در روسیه، دو سازمان «اداره مرکزی روحانیت مسلمان روسیه» با رهبری مفتی طلعت تاج الدین و «شورای مفتیان روسیه» با رهبری مفتی راویل عین الدین، هدایت امور سازمانی مسلمانان را بر عهده دارند. (حسینی، 1389، ص29) این دو سازمان، برای مسلمانان اهل‏تسنن فعالیت می کنند و تمایل چندانی به هم کاری با شیعیان نشان نمی‏دهند. (جعفراف، 1388) به ویژه سازمان عین الدین و شخص وی، به هم سویی با برخی جریان های سلفی و اصل گرا متهم هستند که البته بیش تر حاصل تبلیغات دولتی علیه اوست.

تاج الدین به سبب رویکردهای متساهلانه تری که دارد، به اقلیت های دینی نزدیک تر است و همان گونه که گفته شد، گزینه مطلوب مسلمانان غیرسنی است. آن ها به همراه مفتی های قفقاز شمالی که زیر پرچم مرکز هم کاری اداره های روحانی قفقاز شمالی متحد شده اند، بارها از امضای بیانیه هایی بر ضد طلعت تاج الدین سر باز زده اند. تشکیلات عین الدین بیش تر این بیانیه ها را نوشته اند. (هانتر و همکاران، 1390، ص115)

نمی توان گفت رویارویی آیینی شیعیان و اهل سنت به شکلی که از دیرباز در خاورمیانه مشاهده می شود، در روسیه نیز وجود دارد؛ زیرا تفاوت میان شیعه و سنی در این جغرافیا، بسیار حاشیه ای و پذیرفتنی است. مفتی های سنی روسیه، از روی کینه و لجاجت یا باورهای اصول گرایانه نیست که به مسائل شیعیان رسیدگی نمی کنند؛ بلکه آن ها نسبت به هر
گرایش اقلیت دیگر ناآگاه و تا حدودی بی توجه هستند. (جعفراف، 1388) از آن جا که بسیاری از نومسلمانان روس تبار به ویژه در مسکو شیعه هستند، سازمان های روس تباران نومسلمان مانند «راه راست» (The Straight Way (Pryamoy Put)) که علی پولوسین (Ali Polosin) کشیش نواسلام تشکیل داده و «سازمان ملی روس های مسلمان»
(National Organization of Russian Muslims (NORM))، گرایش های بسیار میانه رو و در جهت دین جهانی (خرد جاودان) دارند. (Engelhardt, 2005, p.5) این گرایش، تفاوت حداقلی مذاهب اسلامی و تفاوت میان حتی دین های توحیدی را به هیچ می انگارد.

سازمان های اسلامی شیعی روسیه، در ذیل معرفی شده اند. سازمان های دیگر را شیعیان آذربایجانی تبار تشکیل داده اند:

الف) انجمن مسلمانان شیعه در سال 1996، به نام «اهل بیت‰» با مدیریت م. قربانف تأسیس شد. «انجمن صاحب الزمان7» و انجمن زنان «فاطمه زهراƒ» دو سازمان وابسته به مجمع اهل بیت‰ هستند. این انجمن ها فعالیت های اجتماعی-دینی و دینی-روشن فکری را در پایتخت روسیه انجام می دهند. (ابراهیمی ترکمان، 1388، ص39-41) در سال 1386 شعبه منطقه ای این سازمان در قفقاز با نام «مرکز پژوهشی اهل بیت‰»، در جمهوری خودمختار داغستان در ماخاچ قلعه، پایتخت، تشکیل شد.

پژوهش درباره مسائل اسلامی مانند رویکرد دینی به هنر، فرهنگ و تاریخ اسلامی، اقتصاد اسلامی، سیاست دینی و به ویژه اسلام در روسیه، از اولویت های این مرکز است. هم چنین اجرای برنامه های فرهنگی- پژوهشی، برگرداندن متون از زبان های عربی، فارسی، ترکی و انگلیسی به روسی، برگزاری دوره های آموزشی، چاپ مجله و روزنامه، راه اندازی سایت های اینترنتی و کتابخانه و برگزاری مسابقه های علمی- فرهنگی، از جمله فعالیت های دیگر این مرکز به شمار می آید. رییس مرکز اهل بیت‰ داغستان، دکتر «نوری محمد زاده» از روسیه است. (امیراحمدیان، 1386، ص47-48)

ماهنامه معرفتی ـ مذهبی کوثر با شمارگان یک هزار نسخه را مرکز پژوهشی اهل بیت‰ داغستان و با حمایت بنیاد مطالعات اسلامی در مسکو منتشر می سازد و در مراکز مذهبی شیعی داغستان، چچن و منطقه استاوروپول توزیع می گردد. هم چنین تعدادی از این نشریه، به برخی مدارس و کتابخانه های عمومی ارسال می شود. (سازمان فرهنگ ارتباطات اسلامی، 1389)

ب) «فامیل جعفراف» در سال 2004، «مرکز مذهبی ـ اسلامی مسلمانان اهل تشیع» را تشکیل داد. او در جمهوری آذربایجان به دنیا آمد و در مدرسه عالی امام خمینیŠ) وابسته به حوزه علمیه قم تحصیل نمود. وی علاوه بر تأسیس یک مرکز دینی، یک نشریه و یک سایت فعال، به عنوان رئیس «سازمان مذهبی مسلمانان شیعه مسکو» فعالیت می‏کند. این سازمان، فعالیت‏های دینی مختلفی از جمله «روشن گری اسلامی»، انتشار روزنامه ایمان و به روزرسانی سایت www.al-shia.ru را انجام می‏دهد. این سازمان طبق قانون فدراسیون روسیه، مسجد خاص خود را ساخته است که در زمینه مذهب جعفری به آموزش می پردازد. این سازمان، تنها نهاد شیعی با ثبت رسمی است. (جعفراف، 1388)

ج) در روسیه رسماً 150 سازمان اجتماعی آذربایجانی ها به ثبت رسیده اند که حدود 100ـ110 سازمان فعال هستند. پنجاه سازمان اجتماعی آذربایجانی که در روسیه به ثبت رسیده اند، در سال 2000 «کنگره آذربایجانی های سراسر روسیه» را تأسیس کردند. حیدر علی اف رئیس جمهور سابق آذربایجان، در اولین کنگره که در سال 2000 برگزار شد، شرکت کرد.

کنگره دربرگیرنده بیش از هفتاد سازمان اجتماعی آذربایجانی، از جمله شعبه های منطقه ای در 58 منطقه فدراسیون روسیه است. محمد علی اف پروفسور طب و عضو وابسته آکادمی علوم پزشکی روسیه، ریاست کنگره را بر عهده دارد. «الدار قلی اف» مدیر عامل این سازمان است. حفظ و تبلیغ سنت های ملی، زبان و فرهنگ آذربایجان و مبارزه در راه حقوق جمعیت مهاجر آذربایجانی، هدف این سازمان اجتماعی است.

کنگره تلاش می کند ضمن تشکل بخشیدن جمعیت آذربایجان مقیم روسیه، روابط استواری با مقامات فدرال و منطقه ای برقرار سازد و به تطبیق آذربایجانی ها با وضعیت جامعه روسی کمک کند. ریاست کنگره، با مقامات جمهوری آذربایجان روابط نزدیکی دارد. این کنگره، ساختار اساسی ارتباطی بین مقامات دولتی باکو و آذربایجانی های مقیم روسیه است که همین امر، باعث می شود که کنگره با شخصیت های سیاسی و دولتی روسیه تماس برقرار کند و در رسانه های گروهی روسیه کار خبری انجام دهد؛ زیرا گاهی مطالب ملی گرایانه نیز در این رسانه ها درج می شوند. کنگره آذربایجانی در سال 2005، به مبارزه گسترده با فیلم های تبلیغاتی انتخاباتی حزب «میهن» دست زدند که روحیه ضدقفقازی داشتند.

د) سازمان های دیگر آذربایجانی های مقیم روسیه، دربرگیرنده سازمان «خودمختاری قومی-  فرهنگی آذربایجانی های روسی» و انجمن «اجاق» هستند. کنگره آذربایجانی ها، در بیش از هفتاد منطقه روسیه شعبه دارد و سازمان خودمختاری فرهنگی در 24 منطقه دفتر دایر کرده است. گروهی از کارفرمایان بزرگ، از جمعیت مهاجر آذربایجانی حمایت می کنند. این افراد، شامل وحید الکبروف، فرهاد احمداف، اسراییل آقالاروف، اسکندر خلیل اف (معاون سابق رئیس «لوک اویل»)، تلمان اسماعیل اف و آلمان بایراموف هستند. (ایراس، 24 دی 1387)

ه‍) «مرکز هم کاری اداره های روحانی مسلمانان شمال قفقاز» که عضو نهادهای روحانی مسلمانان اهل سنت نیست ولی با آن ها هم کاری دارد. «الله شکور پاشازاده» این مرکز را اداره می کند. او نماینده منافع شیعیان داغستان و دیگر جمهوری هاست (هانتر، 1390، ص113)

 نقش هویت قومی در تعامل جمهوری اسلامی ایران با جامعه شیعیان روسیه

ماهیت قومی تعامل اقوام مسلمان در روسیه، ایجاب می کند که شیعیان نیز با دیگر مسلمانان بر اساس پیوندهای قومی در ارتباط باشند. در روسیه به دلایلی چند، پیوندهای قومی دارای بیش ترین اهمیت در ارتباطات افراد است. مسلمانان در درجه اول، به خاطر دین و فرهنگ اسلامی و در درجه های بعدی به خاطر نژاد و ظاهر غیرروس، تاریخ تقابلی روس ها و مسلمانان/غیرروس ها، مهاجر بودن بیش تر مسلمانان، وضعیت مالی و معیشتی پایین تر در تقابل با عنصر روسی و فرهنگ رسمی مسلط قرار می گیرند.

مسائل دیگری چون سیاست های دولتی، فرهنگ بسیار سنتی مناطق مسلمان نشین که آن ها را به رعایت رسوم و عادت های مشخصی ملزم می کند و تقابل های فرهنگی عنصر روس با غیرروس، در موقعیت متفاوتی با فرهنگ رسمی روسیه قرار می گیرند. بنابه وابستگی های جغرافیایی، زبانی، دین، مذهب و موارد فرهنگی دیگر، شیعیان دارای ارتباطات قومی با اقوام سرزمینی خود هستند و ارتباطات کم تری با غیرهم قومی  ها دارند. (حسینی، 1391، ص242-248)

سیاست خارجی خاورمیانه گرای ایران، تمایل کمی به پوشش اخبار مناطق غیرعربی دارد و حتی در مواردی که سیاست هایی را در مناطق در پیش می گیرد، بیش تر جنبه سیاسی یا آیینی دارد و کم تر به جوامع قومی و اجتماعات توجه می کند. فقدان این نگاه ساختاری- جامعه‎شناسانه، به توجه کم تر به سیاست های ساخت سازانه و جلب افکار عمومی ایران و سرمایه های خاص برای بخش های شیعی و همسان جامعه روسیه انجامیده است؛ در حالی که خود این شیعیان نیز تعامل هم سازی با هم ندارند.

 حتی زمینه های آگاهی دینی و اجتماعی آن ها وجود ندارد. هم چنین تنوع و کمی جوامع شیعی روسیه و حل شدن آن ها در یک جامعه دینی سنی و جامعه فرهنگی روسی- ارتدوکس، می طلبد سیاست هایی در پیش گرفته شود که به گردآوردن حداکثر منافع برای این قشرها قادر باشد.

امروز گرایش های سیاست خارجی ایران در منطقه قفقاز و روسیه، کم تر آیینی و مناسک محور بوده، گرایش به تکیه مشترکات کلان در قالب ایران فرهنگی است. این مسأله، زمینه جدیدی برای تعریف هویت های جدید و پرکردن خلأهای هویتی فراهم می آورد. تکیه بر زبان و ادبیات فارسی به عنوان زبان تشیع، چنان که رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به ویژه با مدیریت ابوذر ابراهیمی ترکمان در نظر داشت، کمک می کند تا زمینه های فراهم آوردن هویت فرهنگی مشترکی فراهم آید که بنیان تاریخی نیز داشته باشد.

فرهنگ به عنوان دال مرکزی سیاست خارجی، در جوامع امروزی کارکرد دارد و در جامعه مسلمانان روسیه، هویت در کانون مباحث فرهنگی قرار می گیرند. هویت شیعی برای جامعه شیعیان روسیه، یکی از زیرمجموعه های هویت اسلامی محسوب می شود و بنابراین تمرکز بر روی دال های پیرامونی این هویت، به دستگاه سیاست گذاری فرهنگی و سیاسی، فرصت می دهد تا زمینه های ارتباطی سازنده و چندجانبه با رعایت مختصات زیربنایی با شیعیان روسیه را فراهم آورد، به طوری که این رابطه، تکمیل گر ارتباط با جامعه مسلمانان روسیه و کلیت جامعه روسی بوده، حالت متضاد و بدیل نداشته باشد؛ زیرا در این حالت، روابط خارجی دچار تناقض و تضاد ماهیتی شده، اساساً تنش زا و آسیب زا خواهد بود.

جامعه شیعیان روسیه به دلیل آن که بخشی از آن ها ایرانی تبارند و بخش دیگر آذری تبار که باز در زیرمجموعه فرهنگی شیعه ایرانی قرار دارند، به صورت بنیادین، ظرفیت ساختن هویت های هم سو با ما را دارد، اما مسأله قومیت و مسأله هویت کلان بین المللی را که سازه انگاری متذکر می شود نباید از نظر دور داشت؛ یعنی هویت برتر و موفق آنی است که باید در زیرمجموعه هویت کلان بین المللی قرار گیرد و حالت رویارویی با هیچ یک از مجموعه های کلان هویتی را نداشته باشد. تلاش جمهوری اسلامی ایران برای ساخت یک هویت سازگار و هم راستا با اصول زندگی و اندیشه روسی، توان زیست مسالمت آمیز و پویا به جامعه شیعیان روسیه و هم کاری با منابع جمهوری اسلامی ایران را می دهد.

 نتیجه

جامعه مسلمانان روسیه به طور کلی و جامعه شیعیان این کشور به طور خاص، گروهی از اقوام ترک زبان یا ایرانی تبار هستند که مبانی قومی و هویتی در جامعه شناسی آن ها، اصلی ترین فاکتورها به شمار می آیند. قومیت عامل محوری تعیین کننده در ماهیت شیعیان روسیه است؛ زیرا بیش تر آن ها آذری تبار و قفقازی هستند و از این رو، از دیگر گروه های مسلمانان روسیه، شامل تاتارها و باشقیرها (مسلمانان بومی روسیه)، داغستانی ها، چچن ها، سایر قفقازی تباران (اقوام غیربومی مسلمان روسیه)، ازبک ها و دیگر مسلمانان مهاجر از آسیای مرکزی متمایز می شوند.

 تفاوت شیعیان روسیه در درجه دوم از باب هویتی با دیگر مسلمانان روسیه رقم می خورد: هویت مسلمان شیعی در برابر هویت روس های مسیحی و غیرمسیحی و مسلمانان سنی. البته این تفاوت هویتی، برآمده از سنت های بومی است که اقوام شیعه در قالب آن رشد و نمو کرده اند.

مقاله هم چنین به نگرش جمهوری اسلامی ایران به جامعه شیعیان روسیه و کنش های سازمان های مسئول در آن جا پرداخت و یادآور گردید که فعالیت در حوزه مسلمانان روسیه، یک فعالیت فرهنگی و بر اندیشه ایران بزرگ مبتنی است. با استفاده از نظریه های هویتی، مواردی را درباره کارکرد فرهنگ هویت محور ِ ایرانی- اسلامی و شیعی یادآور شدیم. از جمله این که فعالیت فرهنگی، یک فعالیت هم کاری جویانه است و نمی تواند تقابلی یا اقلیتی باشد. در این زمینه، استفاده از ابزارهای سیاسی و نهادهای اقتصادی، تکمیل کننده فعالیت فرهنگی است.

مراجع

ابراهیمی ترکمان، ابوذر، دائرهالمعارف اسلام در مسکو، مسکو: مدینه، (1388) 2008.
اکینر، شیرین، اقوام مسلمان شوروی، ترجمه علی خزایی فر، مشهد: آستان قدس رضوی، 1366.
امیراحمدیان، بهرام، «اسلام و مسلمانان در فدراسیون روسیه»، فصلنامه مطالعات منطقه ای جهان اسلام، ش29، بهار 1386.
برتون، رولان، قوم شناسی سیاسی، ترجمه ناصر فکوهی، چاپ چهارم، تهران: نی، 1392.
سایت ایراس. «مسائل جمعیتی آذری های شیعه ساکن در روسیه». 24 دی 1387.

http://iras.ir/vdce.n8wbjh8xx9bij.html

حق پناه، جعفر، «هویت، قومیت و سیاست خارجی در خاورمیانه»، فصلنامه سیاست دانشگاه تهران، دوره 41، ش1، بهار1390.
جعفراف، فامیل، «وضعیت شیعیان روسیه در گفت وگو با رئیس سازمان شیعیان مسکو» (مصاحبه هفته نامه زافترا چاپ روسیه)، وبگاه ایران و روسیه (روسنا)، 21 شهریور 1388.
حسینی، سیده مطهره، «تقابل نهادین در جامعه مسلمانان روسیه و بهره گیری مسکو-کرملین از آن»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، ش70، تابستان 1389.
ـــــــــــــــــ ، مسلمانان روسیه، تهران: ابرار معاصر، 1391.
زرگری نژاد، غلامحسین و حامد کاظم زاده، «چرکس ها؛ بحران خاموش»، مجله مطالعات اوراسیای مرکزی دانشگاه تهران، سال 1، ش2، تابستان و پاییز 1387.
سازمان فرهنگ ارتباطات اسلامی، «تقدیر از شاعره اهل بیت‰ در داغستان»، 22 شهریور 1389.

 www.icro.ir/index.aspx?siteid=261&pageid=11751&newsview=553681

کرمی، جهانگیر، جامعه و فرهنگ روسیه، تهران: سازمان فرهنگ ارتباطات اسلامی، 1393.
مریدی، بهزاد و محمد سجاد کرمی، «اسلام هراسی در روسیه: ریشه ها و چالش ها»، فصلنامه مطالعات جهان اسلام، دوره یکم، شماره چهارم، زمستان 1391.
مشیرزاده، حمیرا، تحول در نظریه های بین الملل، چاپ نهم، تهران: سمت، 1393.
ونت، الکساندر، نظریه اجتماعی سیاسی بین الملل، ترجمه حمیرا مشیرزاده، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، 1384.
میری، سیدجواد، قفقاز شمالی و امنیت جمهوری اسلامی ایران، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، 1392.
ولیدی طوغان، زکی، قیام باسماچیان، ترجمه علی کاتبی، تهران: بنیاد دائره المعارف اسلامی، 1368.
هانتر، شیرین و هم کاران، اسلام در روسیه؛ سیاست های هویتی و امنیتی، ترجمه الهه کولایی، مطهره حسینی، اسما معینی، تهران: نی، 1390.
یوسفی، علی و احمدرضا اصغرپور ماسوله، «نسبت میان هویت ملی و هویت های قومی در ایران»، کنگره انجمن ژئوپلتیک ایران، مشهد: آبان 1392.

20. Asadullin, F., “Islam v Moskve”, Moscow, Logos, 2007.

21. Chenciner, Robert, “Dagestan, Tradition and Survival”, UK, Curzon, 1997.

22. Engelhardt, Georgi N. “Militiant Islam in Russia-Potential for Conflict”, Moscow Institute of Religion and Politics, 2005.

23. March, Luke, “Modern Moscow, Muslim Moscow?” In: Roland Dannreuther & Luke March, Islam; Stat, Society and Radicalism, Routledge, 2009.

24. Smith, Mark A. “Islam in Russian Federation”, Defense Academy of the Unites States, Conflict Studies Research Centre, Vol. 6, No. 53, November 2006. pp 1-27.

25. Yemlianova, Galina, “Divergent Trends of Islamic Radicalization in Muslim Russia”, in: Dannreuther, Roland & Luke March, (eds), Russia and Islam; State, Society and Radicalism, London and NewYork, Routledge, 2009.

26. Хотко, С. Х. “Черкесское Пиратство, История Черкесии”, СП6, 2001.

نویسندگان:

سیده مطهره حسینی: استادیار علوم سیاسی دانشگاه پیام نور

اصغر شکری مقدم: کارشناس ارشد علوم سیاسی

فصلنامه شیعه شناسی شماره 55

انتهای متن/

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *