بن سلمان، یکی به نعل و یکی به میخ می‌زند

چرا حاکمان عربستان دست به تغییرات یکشبه در جامعه زده‌اند؟

نظام حکومتی آل‌سعود رویکرد بسته‌ای دارد؛ حکومتی که بر پایه معادله دولت ـ ملت یا ملت ـ دولت بنا نشده است. جامعه عربستان دارای یک نظام کاملا قبیله‌ای و بر پایه قبیله‌سالاری است. در این نظام رهبر قبیله تمام امور را به دست می‌گیرد. حالا این قبیله قدرتش را تا حد شبه‌جزیره عرب توسعه داده و آن را تحت پوشش و هژمون خود درآورده است. فرهنگ قبیله‌ای تغییری نکرده، بلکه سلطه آن گسترش یافته و همان آداب و رسوم قبیله‌ای همچنان حاکم است.

یعنی اجازه رانندگی به زنان در این جامعه بسته و اصلاحات محمد بن سلمان در قالب برنامه 2030 شکافی در این جامعه قبیله‌ای ایجاد نکرده است؟

در برابر بن سلمان حاکمیت سنتی علمای وهابی و سلفی بر جامعه عربستان با نگاهی متعصبانه و انعطاف‌ناپذیر قرار دارد. او در اظهاراتش در مورد مسأله 2030 وعده تحولی عمده و ریشه‌ای را می‌دهد ولی زمانی که به مسائل اجتماعی و مناسبات فرهنگی می‌رسد، دچار تناقض می‌شود. او در اظهاراتش به واقعیت‌ها اشاره می‌کند و در کنار آن می‌گوید ما باید قوانین و اصول ثابت را رعایت کنیم. یکی به نعل و یکی به میخ می‌زند.

بن سلمان چه نیازی به طرح این اصلاحات در جامعه عربستان دارد؟

فشارها و مطالبات داخلی و خارجی بر حاکمان سعودی افزایش پیدا کرده است. شکست‌های پی‌ در پی منطقه و بار سنگین این شکست‌ها بر دوش ملک سلمان و ولیعهد جوانی که هنوز تدابیر مدیریتی کلان را ندارد، سنگینی می‌کند. همین مسأله ولیعهد جوان را مجبور کرد تا به نام پدر ورود کند و حق‌السهم زنان در رانندگی، یک مسأله ساده و پیش پاافتاده حقوق شهروندی را به عنوان یک دستاورد بزرگ تاریخی نشان بدهند. در حالی که مسائل اساسی مانند آزادی‌های فردی و حقوق شهروندی، توزیع عادلانه ثروت، حق مشارکت مردم در تعیین حاکم و حاکمیت،‌ مسأله دموکراسی، آزادی بیان و احزاب کاملا مسکوت مانده و هر کس که از این مسائل دم بزند، به سرعت نیست و نابود می‌شود.

اما پیش از این بیشترین انتقادات متوجه همین موضوع رانندگی زنان در عربستان بود.

پیش از این در انتقاد از حاکمان عربستان گفته می‌شد که آنها حتی به زنان اجازه رانندگی نمی‌دهند، چه رسد به حقوق مهم‌تر و اولیه؛ منظور این نبود که رانندگی زن‌ها مهم‌ترین و اصلی‌ترین حقوق است و اگر مجاز شود، تمام حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی محقق شده است.

تعبیر شما از این تحولات چیست؟

دو دیدگاه درباره این تغییرات وجود دارد. نخست این که این تغییرات ضرورت است و محمد بن سلمان به این نتیجه رسیده تا زمانی که پدرش در قید حیات است، برخی از مسائل را به عنوان طلیعه و آغاز تغییرات انجام دهد که زمان زمامت خود راحت‌تر و ملایم‌تر بتواند تغییرات را پیش ببرد. او هم به این نتیجه رسیده که نظام خشک، بسته، متعصب و شکننده علمای سلفی کارایی ندارد و باید به سلطه آنها در مفصل‌های مهم جامعه عربستان پایان داد. این دیدگاه از مدل غربی و دیدگاه‌های محمد بن زاید، ولیهعد ابوظبی نشأت می‌گیرد که فردی سکولار و طرفدار جدایی دین از سیاست است. به باور او، حاکمان سعودی به این شیوه نمی‌توانند سلطه‌شان را در عربستان حفظ کنند و برای همین ولیعهد جوان عربستان را ترغیب می‌کند تا زمانی که پدرش در قید حیات است، مقدمات تحول در جامعه بسته عربستان را فراهم کند. به این صورت بن سلمان هم رضایت قشر جوان غرب‌دیده را جلب می‌کند که از مناسبات دنیای جدید باخبر است و به رسانه‌های جدید دسترسی دارد و هم نگاه سنتی شیوخ سلفی و مفتی‌های درباری را لحاظ ‌می‌کند.

و دیدگاه دیگر…؟

نگاه دیگر مبتنی بر فریب قدرت است. محمد بن سلمان می‌داند که علمای وهابی همواره مدافع آل سعود بوده‌اند و هرگاه بخواهند می‌توانند جامعه را دچار تحول کنند. زمانی که او خواست به قطر حمله کند، عده‌ای از علمای میانه‌رو مانند سلمان العوده و محمد العرفی که سلفی‌های اخوانی خوانده می‌شوند، از این حرکت او و محاصره اقتصادی قطر انتقاد کردند. او بلافاصله برخورد کرد و آنها را به زندان انداخت. از این برخوردها می‌توان نتیجه گرفت که تحولات ظاهری، برای فریب مخاطبان داخلی و خارجی است و جامعه سنتی عربستان حاضر نیست پس از 85 سال ترویج دیدگاه سنتی و سلفیت وهابی تکفیری، سبب فروپاشی و جایگزینی نظام سکولار به جای آن باشد.

جامعه عربستان تا چه اندازه ظرفیت پذیرش این تحولات را دارد؟

اکثریت جامعه عربستان میل به آموزه‌های دینی و سنتی دارند، اما جوانانی که در فضای مجازی با مفاهیم آزادی، دموکراسی، زندگی مدرن و حقوق شهروندی آشنا شده‌اند یا افرادی که در غرب تحصیل و زندگی کرده‌اند، مانند عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان به نوگرایی گرایش دارند و بخشی از جامعه را نیز با خود همراه کرده‌اند. محمد بن سلمان هم تلاش دارد این نوگرایی را در جامعه عربستان محقق کند،‌ اما هم ملاحظه علمای وهابی سنتی را می‌‌کند و هم از این وحشت دارد که با باز کردن ناگهانی در تحولات، کنترل امور از دستش خارج شود. بیشتر هراس او از نفوذ شیوخ وهابی است. بنابراین با احتیاط گام برمی‌دارد. در موضوع اجازه رانندگی زنان، با این که پادشاه به عنوان ولی امر مسلمین این فرمان را داده بود، برخی زنانی را که اقدام به رانندگی کرده بودند، کتک زدند یا در فضای مجازی به تمسخر آنها پرداختند.

تبلیغات شبکه‌های خبری خارجی را در پوشش خبر آزادی رانندگی زنان عربستان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اجازه رانندگی برای زنان را دستاورد بزرگی برای عربستان سعودی و پادشاه و ولیعهد آن قلمداد کرد. این حرکت کاملا حساب‌شده بود و بی‌توجه به حقوق شهروندی حقیقی جامعه عربستان، موضوع آزادی رانندگی زنان را دستاورد بزرگی قلمداد می‌کرد، در حالی که ساده‌ترین حق یک شهروند، حق انتخاب است،‌ در عربستان چه در سطح پادشاه و چه در سطح مجلس سلطنتی و چه در تعیین دولت چنین حقی وجود ندارد. اصلا چیزی به عنوان دموکراسی در قاموس سیاسی عربستان وجود ندارد.

با این شرایط جامعه عربستان در آینده به کدام سمت می‌رود؟

عربستان درگیر جنگ‌های هزینه‌بر و چالش‌های بزرگی مانند حمایت از تروریسم، دشمنی با کشورهای همسایه و حتی کشورهای عضور همکاری خلیج فارس است. در کنار مشکلات بودجه، باج‌دهی به قدرت‌های بزرگ و اروپایی‌ها و مسائلی از این دست، عربستان را در حال غرق شدن در باتلاقی کرده که خودش ساخته است. در این شرایط، پرداختن به مسائلی ظاهری و جوان‌پسند راه به جایی نخواهد برد. در حالی که هر امیر و شاهزاده سعودی ثروت هنگفتی دارد و در شرایطی که دولت عربستان در حال قطع کردن یارانه‌هاست و حامل‌های انرژی گران‌تر می‌شود، توزیع عادلانه ثروت برای جوانان امروز عربستان مسأله است. تا زمانی که عربستان به دردها و بیماری‌های مزمن جامعه مانند افراطی‌گری نپردازد، این تغییرات ظاهری بسرعت رنگ خواهد باخت و جوانان مسائل اصلی را مطالبه خواهند کرد.

یعنی جوانان عربستان حقوق و آزادی‌ بیشتری را مطالبه می‌کنند؟

قشر تحصیلکرده و قشری که مفاهیم جامعه مدنی، حقوق شهروندی و توزیع عادلانه ثروت را می‌فهمد، مطالبات بیشتری خواهند داشت.

کمیل انتظاری

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *