چرا ترامپ در مجمع عمومی این‌گونه سخن گفت؟

تقابل لفظی ایران و آمریکا در چند روز اخیر به اوج خود رسیده است. ماجرا با سخنرانی جنجالی دونالد ترامپ علیه ایران آغاز شد. او در سخنرانی جنجالی خود نزدیک به بیست بار ایران را متهم کرد. او ابتدا کاملاً مواضع سرسختانه‌ای علیه کره‌ی شمالی گرفت، سپس به‌سراغ ایران آمد و توهین‌هایی به این کشور رواداشت و نهایتاً ونزوئلا را مورد خطاب قرار داد. این‌ها بخش‌هایی از سخنرانی دونالد ترامپ است:
 
– اکنون زمان آن است که همه‌ی ملت‌ها با یکدیگر کار کنند تا رژیم کیم را منزوی کنند.
– تا زمانی که این رژیم رفتار خصمانه‌ی خود را تغییر دهد.
– ما چنین تصمیمی را تنها در قبال کره‌ی شمالی اتخاذ نمی‌کنیم.
سپس درخصوص ایران بیان داشت:
– زمان آن رسیده است که تمام ملت‌های جهان به مقابله با رژیم بی‌پروای دیگری نیز بپردازند.
– رژیمی که آشکارا از قتل‌عام، مرگ آمریکا، نابودی اسرائیل و نابودی بسیاری از رهبران و ملت‌هایی سخن می‌گوید که در این سالن هستند.
– توافق هسته‌ای مایه‌ی شرمساری است.
– هنوز حرف آخر را در برجام نشنیده‌ایم.
– ایران حکومتی دیکتاتور و فاسد است.
– ایران خود را پشت نقاب دموکراسی پنهان کرده است.
– ایران یک کشور یاغی است.
– ایران حتی حقوق مردم خود را رعایت نمی‌کند.
– ایران در امور دیگر کشورها مداخله می‌کند.
– ایران ثروت‌های نفتی خود را خرج مردمش نمی‌کند.
– حزب‌الله یک گروه تروریستی است که ایران از آن حمایت می‌کند.
– متحدان ایران تهدیدی برای اعراب و اسرائیل هستند.
– یک رژیم جنایتکار در ایران حکومت می‌کند.
– فعالیت‌های ایران در منطقه تنش‌زاست.
– تقویت توان موشکی ایران عامل بی‌ثباتی منطقه است.
– برجام پوششی برای ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران است.
– ایران از دیکتاتوری به نام بشار اسد حمایت می‌کند.
– ایران جنگ علیه مردم یمن را هدایت می‌کند.
– ایران عامل کشته شدن مسلمانان مظلوم در منطقه است.
– رهبران ایران از مردم کشورشان بیشترین هراس را دارند.
– دولت ایران از لحاظ اقتصادی ناتوان است.
– ایران در حال صدور خشونت، حمام خون و اغتشاش است.
علت این حجم از بی‌پروایی دونالد ترامپ علیه ایران چیست؟
 
پاسخ‌گویی به تعهدات آمریکا در قبال عربستان
 
اولین دلیل این مواضع سرسختانه‌ی دونالد ترامپ علیه ایران موضوع پاسخ به تعهداتی است که در قبال عربستان برای آمریکای ترامپ به وجود آمده است. فرایندی که با اولین سفر خارجی رئیس‌جمهور جدید آمریکا آغاز شد. سفر ترامپ و هیئت همراه به عربستان و انعقاد قرارداد کلان تسلیحاتی و وعده‌ی انزوای ایران که ترامپ به مقامات سعودی داد، مستلزم این بود که آمریکا ایران را تحت تضییقات قرار دهد. تریبون سازمان ملل بهترین مکانی بود که او می‌توانست حسن‌نیت خود را به مقامات سعودی که پیش‌تر گاو شیرده آن‌ها را دوشیده بود، نشان دهد. ترامپ به‌واقع ناچار به اتخاذ چنین مواضع محکمی علیه ایران بود. مواضع صریح ضدایرانی مقامات عربستان سعودی بعد از این سخنرانی ترامپ اگرچه نشان‌دهنده‌ی سیاست خارجی وابسته و عاریه‌ای عربستان سعودی بوده و هست، اما درعین‌حال پرکننده‌ی همین پازل هماهنگی در سیاست خارجی دو کشور علیه ایران بوده است.
 
درست بعد از سخنرانی ترامپ علیه ایران وزیر مشاور در امور خارجی امارات‌متحده‌ی عربی در مواضعی تند علیه ایران، این کشور را متهم به نقض متن و روح برجام کرد و بیان داشت ایران به برجام پایبند نمانده است و وزیر خارجه‌ی عربستان سعودی نیز در اظهاراتی تکراری بیان داشت ایران امنیت منطقه را برهم‌زده و در امور داخلی هشت کشور دخالت می‌کند. وی روز چهارشنبه 29 شهریور 1396 بیان داشت: «اجماع بین‌المللی ضد ایران که حامی تروریسم در دنیاست، وجود دارد. انتظار می‌رفت که توافق هسته‌ای به توقف توان ایران منتهی شود، اما به آن پایبند نماند. انتظار می‌رود که جامعه‌ی جهانی هرآنچه لازم است، برای پایبندی ایران به توافق هسته‌ای انجام دهد. عربستان بر این باور نیست که ایران به توافق هسته‌ای امضاشده در سال 2015 عمل کرده است.» عادل الجبیر که به اتخاذ مواضع ضدایرانی شهره است و سال گذشته بیان داشته بود: «در مورد ایران باید بگویم دیگر نمی‌توانیم سی‌وپنج سال تهاجم این کشور را در مقابل پادشاهی عربستان و متحدان آن تحمل کنیم»، حالا در اظهاراتی در 31 شهریور 1396 در گفت‌وگو با بلومبرگ مدعی شد: «ایران نقش موذیانه‌ای در لبنان و ویرانگری در سوریه دارد، ایران در امور داخلی عراق، پاکستان و افغانستان دخالت می‌کند و به گروهک‌های تروریستی در بحرین، کویت و یمن اسلحه و مواد منفجره قاچاق می‌کند. ایران به سفارت‌ها حمله می‌کند و دیپلمات‌ها را می‌کشد و گروهک‌های تروریستی را در بسیاری از کشورها ایجاد می‌کند. رفتارهای کشوری که می‌خواهد جزئی از جامعه‌ی بین‌المللی باشد، نباید این‌گونه باشد.»
 
همان‌طور که اشاره شد، اگرچه این هماهنگی جبیر، وزیر خارجه امارات و ترامپ با هم علیه ایران، تأییدکننده‌ی وابستگی سیاست خارجی این کشورها به آمریکاست، اما از دیگر سو نشان از یک حرکت هماهنگ برای فشار وارد کردن به ایران نیز بوده است. موضوعی که دونالد ترامپ را ناچار به اتخاذ مواضع ضدایرانی می‌کند، این است که او نسبت‌به آن امتیازاتی که از عربستان در سفر به این کشور دریافت کرده است، تعهداتی دارد و این تعهدات او را ناگزیر می‌کند تا علیه دشمن عربستان یعنی ایران مواضع سختی بگیرد. بنابراین بخشی از تهدید‌های دونالد ترامپ صرفاً جنبه‌ی تبلیغاتی دارد، بدین‌معنی که او ناچار است، بابت پول‌هایی که از دولت سعودی دریافت کرده سخنانی را بگوید که باب میل آن‌ها باشد.
 
برداشت دونالد ترامپ نسبت‌به توافق هسته‌ای، برد-برد نیست
 
دومین دلیل نشان دادن روی سخت از آمریکا به ایران است. در برداشت ترامپ نسبت‌به ایران فضایی به وجود آمده که او تصور می‌کند توافق هسته‌ای آمریکا با ایران نتوانسته منافع بلندمدتی برای آمریکایی‌ها داشته باشد. ریشه‌ی این مسئله نیز به عدم دریافت عایدی اقتصادی آمریکا به‌واسطه‌ی برجام بوده است. اساساً به‌دلیل قطع روابط اقتصادی بین ایران و آمریکا، دادوستد اقتصادی بین دو کشور وجود نداشته است، به همین دلیل توافق هسته‌ای که تحت عنوان برد-برد نیز از آن یاد می‌شود، به این دلیل که نتوانسته تغییری در شرایط اقتصادی روابط دو کشور ایجاد کند، برای ترامپ این سؤال را به وجود آورده که عایدی آمریکا از این توافق چه بوده و عملاً چون عایدی اقتصادی برای آمریکا ایجاد نکرده است، او به‌راحتی بیان می‌کند که آمریکا به این توافق پایبند نخواهد ماند و آن را پاره می‌کند، این توافق برای آمریکا مایه‌ی شرمساری است و… برای شخصیت تاجرمسلک دونالد ترامپ، توافق هسته‌ای با ایران مایه‌ی شرمساری آمریکاست، چون هیچ عایدی برای آمریکا نداشته است. با توجه به این برداشت از ذهنیت دونالد ترامپ تصور و پندار این موضوع که او در مورد توافق هسته‌ای چگونه می‌اندیشد، چندان هم دشوار نیست.
 
تحولات منطقه ترامپ را کلافه کرده است
 
سومین دلیلی که سبب شده است تا دونالد ترامپ با این حجم از تندی و خشونت علیه ایران سخن بگوید، مسئله‌ی تحولات منطقه‌ای است که به نفع ایران در جریان است. آمریکایی‌ها در شرایط میدانی منطقه شدیداً قافیه را باخته‌اند. بعد از اتصال مرزهای عراق و سوریه و در دست گرفتن کنترل مرزها توسط مبارزان مقاومت، آمریکایی‌ها تلاش کردند تا مقاومت را از آنجا بیرون رانند و با هدف قرار دادن تیپ‌هایی که در آن ناحیه مستقر بودند، تلاش کردند تا به ایران هشدار بدهند که نباید بر مرزهای دو کشور تسلط داشته باشد. بعد از آن در میدان دیرالزور قافیه را به مقاومت باختند، قبل از آن موصل و بعد از آن در نواحی دیگر. همه‌ی این مسائل سبب شده است تا آمریکایی‌ها منطقه را در حال از دست دادن به ایران ببینند، همین موضوعات سبب شده تا با هتاکی نسبت‌به ایران رفتار کرده و این کشور را متهم به مداخله در امور منطقه‌ای می‌کند. این موضوع را وقتی در کنار دست‌وپا زدن‌های وزیر خارجه‌ی عربستان عادل الجبیر قرار می‌دهیم که ایران را متهم به مداخله در امور داخلی هشت کشور می‌کند، می‌تواند پاسخ‌گویی برای علل اتهام‌زنی دونالد ترامپ علیه ایران باشد.
 
تلاش برای انحراف افکار عمومی داخلی و بین‌المللی
 
چهارمین دلیلی که سبب شد ترامپ تا این حد ایران را در موضع اتهام قرار دهد و این کشور را متهم به بی‌ثباتی در منطقه، آشوب‌زا بودن و… کند تلاش برای انحراف افکار عمومی داخل آمریکا از مواضعی بوده است که در قبال مشکلات داخلی آمریکا گرفته است. دونالد ترامپ در حالی به کاخ سفید وارد شد که به تعبیر خودش، آمریکا با خیل عظیمی از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کرد و وی بنا داشت منجی تمام بدبختی‌های مردم آمریکا باشد. اما با گذشت بیش از نیمی از سال هنوز نتوانسته گزارشی از وضعیت نابسامان اقتصادی آمریکا به مردم این کشور بدهد و بسیاری از جوانان به‌واسطه‌ی همین موضوع از وی ناراضی هستند. ترامپ به‌واقع درصدد است تا با ساختن یک دشمن فرضی و ساختگی و تلاش برای تهدیدسازی از کره‌ی شمالی و ایران، تصور مردم آمریکا را تصوری امنیتی کرده و آن‌ها را از مسائل اقتصادی پیش‌رو منحرف کند. یکی دیگر از مسائلی که می‌توان در جهت انحراف افکار عمومی از آن یاد کرد، سیاست‌های بین‌المللی ترامپ است. درحالی‌که ترامپ هیچ دستاوردی در سیاست خارجی نداشته و به یک دولت نابهنجار در عرصه‌ی بین‌المللی تبدیل شده است که آمریکا را از توافقات بین‌المللی که با دولت‌ها و در قالب رژیم‌های بین‌المللی داشته خارج کرده است، تلاش می‌کند با برساخت کردن یک موضوع فرعی مسائل اصلی را به حاشیه رانده و خود را از موضع ضعف خارج کند. توافقاتی که آمریکا در دوره‌ی ترامپ از آن‌ها خارج شده اعم از توافق بین‌المللی اقلیمی پاریس، توافق ترانس پاسیفیک بوده‌اند. او تلاش می‌کند خود را به ناراضی بودن درخصوص آخرین توافقی که در دولت باراک اوباما آن را منعقد کرد؛ یعنی سند توافق هسته‌ای با ایران معرفی کرده و از آن خارج شود. اگرچه هنوز و بعد از سه دور تأیید این موضوع که ایران به این توافق پایبند بوده است، اتفاقی در این‌خصوص نیفتاده، ولی همین موضوع سبب شده است تا افکار عمومی از فعالیت‌های دیگر آمریکا منحرف شوند و کسی سراغ از نقش آمریکا در یمن، سوریه و عراق نگیرد.
 
فرجام سخن
 
به‌طور کلی درخصوص مواضع شدیداً ضدایرانی دونالد ترامپ بایستی به‌علل فردی، محلی، ملی و بین‌المللی اشاره کرد. علل فردی آن به شخصیت دونالد ترامپ برمی‌گردد، ترامپ ثابت کرده هیچ پروایی از اتخاذ مواضع ضدایرانی ندارد، چراکه طبق برداشت ترامپ از ایران و توافق ایران و 5+1 فایده‌ای نصیب آمریکا نشده است، او تصور نمی‌کند که این توافق برای آمریکا یک توافق برد-برد بوده است، بلکه گمان می‌کند آمریکا هیچ عایدی از قبل این توافق نداشته است. درخصوص علل محلی و ملی بایستی به ناکامی دونالد ترامپ برای از بین بردن مشکلات داخلی و حتی معرفی مشکلات داخلی آمریکا و تلاش برای انحراف افکار عمومی آمریکا به‌سمت امنیتی‌سازی مشکلات اشاره کرد. نهایتاً در حوزه‌ی بین‌المللی بایستی به تلاش برای ایجاد توازن قدرت در حوزه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی به نفع آمریکا اشاره کرد. دونالد ترامپ گمان می‌کند ایران با توافق هسته‌ای توانسته نظم منطقه‌ای را مطابق میل خود پیش براند. بنابراین به‌دنبال فشار بر ایران و اخذ امتیازات بیشتر از ناحیه‌ی ایران است.
 

پایگاه برهان

انتهای متن/

شجیع: به اسم خصوصی‌سازی ورزش را گران کرده‌ایم

رضا شجیع در گفت‌وگو با ایسنا درباره وضعیت و میزان ورزش همگانی، ‌اظهار کرد: از نظر ارتقاء شاخص‌های سلامتی آن سطحی از فعالیت بدنی که باعث پیشگیری از بیماری‌ها می‌شود؛ سه جلسه فعالیت بدنی منظم در هفته با شدت متوسط و کیفیت مناسب است. از این منظر می‌شود گفت که وضعیت فعالیت بدنی مردم ایران به هیچ عنوان مطلوب نیست و حدود 70 درصد مردم فاقد هر نوع عنوان فعالیت بدنی هستند و به نظر می‌رسد در آینده نزدیک شاهد سونامی بیماری های غیرواگیردار خواهیم بود.

* فقط 15 درصد مردم فعالیت بدنی مناسب دارند

وی افزود: بر اساس آمارهای موجود حدود 30 درصد مردم ما به نوعی ورزش می‌کنند که از این 30 درصد تنها 15 درصد دارای فعالیت بدنی منظم بیشتر از سه جلسه در هفته هستند و باقی یا ورزش نمی کنند و یا فعالیت آن ها حدود یک یا دو جلسه در هفته است. البته برای آن  15 درصدی که فعالیت بدنی یک یا دو جلسه دارند هم می‌شود شرایطی فراهم کرد که این فعالیت را به سطح و کیفیت مطلوب برسانند.

* سازمان خاصی متولی ارتقای ورزش همگانی نیست

عضو هیات رییسه فدراسیون ورزش‌های همگانی در پاسخ به این سوال که متولی ارتقای میزان ورزش مردم چه سازمان و نهادی است، تصریح کرد: موضوع ورزش همگانی یک مقوله فرابخشی است و برای ارتقای شاخص‌های آن نیازمند همکاری‌های بین‌بخشی هستیم. اینکه فکر کنیم سازمان خاصی متولی توسعه ورزش همگانی است اینگونه نیست. تمامی دستگاه‌های اجرایی به نحوی موظف هستند که در زمینه سلامت کارکنان خود و خانواده های آنان اقداماتی را انجام دهند. وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و علوم جمع کثیری از افراد جامعه را تحت پوشش قرار می‌دهند و به نوعی متولی سلامت جسمانی دانش آموزان و دانشجویان هستند. تا زمانی که دستگاه‌های اجرایی به این توافق نرسند که برای افزایش سطح فعالیت بدنی باید با هم همکاری کنند، ما همچنان شاهد یکسری فعالیت‌های جزیره‌ای هستیم که هر دستگاه برای خودش کار می‌کند و نتیجه این اقدام ها به خروجی مورد انتظار جامعه منتهی نخواهد شد.

* همکاری‌ بین‌بخشی، حلقه گمشده ورزش همگانی

شجیع تاکید کرد: حلقه گمشده ورزش همگانی ما همکاری‌های بین‌بخشی است. به عنوان مثال وزارت نیرو در یک محله دارای استخر است ولی شهروندان همان محله نمی‌توانند با هزینه مناسب از خدمات آن استخر استفاده کنند؛ حتی وزارتخانه‌ها و دستگاه های اجرایی مختلف هم اماکن ورزشی خود را در اختیار کارمندان یکدیگر قرار نمی‌دهند و دلیل این اتفاق هم فقدان اراده همکاری بین دستگاه‌های اجرایی برای ارتقای سطح سلامت شهروندان از طریق ورزش است.

* مدیران، کم‌کاری نمی‌کنند

او گفت:‌ البته بر این نکته باید تاکید کنم که معتقدم هر کدام از این دستگاه‌ها در حد توان خود تلاش می کنند. من با حرف‌هایی که درباره کم‌کاری مدیران مطرح می‌شود موافق نیستم. هیچ مدیری خواهان عدم توفیق نیست، ولی چون ساختارها و نظام تخصیص منابع بر مبنای همکاری های بین بخشی طراحی نشده است، امروز شاهد چالش هایی در حوزه ورزش همگانی هستیم و آنطور که باید انتظارات هر دو طرف مردم و مسئولان تأمین نمی شود.

* وظیفه فدراسیون همگانی، هماهنگی بین دستگاه‌های اجرایی است

شجیع با اشاره به وظیفه فدراسیون ورزش همگانی عنوان کرد: همین همکاری‌های بین‌بخشی نیازمند یکسری هماهنگی‌ها و فعالیت های دبیرخانه‌ای است بنابراین فدراسیون می‌تواند وظایفی را برای دستگاه‌های اجرایی تعریف کرده و اجرای یکسری پروژه‌ها و طرح های ملی را در چارچوب وظایف و اختیارات دستگاه‌های اجرایی پیگیری نماید.

وی تاکید کرد: فدراسیون ورزش‌های همگانی در حد بودجه و توان خود تلاش‌هایی انجام داده و حتی طرح تحولی هم تدوین کرده است، ولی اینکه دستگاه‌های اجرایی به این توافق برسند که با هماهنگی فدراسیون نسبت به اجرای این طرح اقدام کنند، مساله ای است که نیازمند تأمل است.

* نقش فدراسیون ورزش‌ همگانی تقلیل یافته و باید ارتقاء یابد

شجیع گفت:‌ از سال ۱۹۶۰ تعریف ورزش همگانی عوض شده است و از Sport for all (ورزش برای همه) به All for sport (همه برای ورزش) تغییر یافته است یعنی دیگر اینطور نیست که یک نهاد خاص برای گسترش ورزش همگانی کار کند، بلکه ورزش همگانی باید موضوع و دغدغه همه نهادهای دولتی و خصوصی باشد و ضروری است در سیاست‌ها و برنامه های همه دستگاه‌های اجرایی و نهادها برجسته شود. بنابراین فدراسیون باید نقش یک هماهنگ‌کننده و کاتالیزور را داشته باشد ولی وقتی دستگاه‌ها نقش این هماهنگ‌کننده را نمی‌پذیرند، در واقع آن را تقلیل می دهند و فدراسیون نمی تواند نقش واقعی و اصیل خود را ایفا نماید.

عضو هیأت علمی دانشگاه خاطرنشان کرد: با این وجود یکسری اقدامات و مطالعات تطبیقی بر روی ۱۴ کشور دنیا انجام شده و بر اساس آن تعدادی پروژه‌ ملی و بین بخشی برای همکاری دستگاه‌های اجرایی تدوین شده که در حال حاضر با محوریت فدراسیون ورزش‌های همگانی در حال تبیین و پیاده سازی است.

* برگزاری همایش‌های ورزش همگانی نمی‌تواند تحول جدی ایجاد کند

شجیع با بیان اینکه وزارت ورزش و جوانان باید شورای عالی ورزش را در زمینه های مختلف و بویژه ورزش همگانی فعال‌تر کند و ضمن فاصله گرفتن از فعالیت های اجرایی، رویکرد خود را از اجرا به سمت کارهای ستادی و نظارتی سوق دهد، افزود: باید فعالیت‌هایی مانند برگزاری‌ همایش‌ها و جشنواره‌های همگانی کاملاً به بخش خصوصی، هیأت ها و سازمان های مردم نهاد واگذار شود. ورزش در سطح محلات بدون متولی است و هیأت‌های شهرستانی فاقد کمترین امکانات و منابع برای توسعه ورزش همگانی در سطح خرد هستند. بنابراین ضروری است رویکردهای موجود تغییر کند و یقین بدانید برگزاری مسابقات، جشنواره ها و همایش های ورزش همگانی نمی توانند تحول جدی و هدفمندی در حوزه ورزش همگانی ایجاد کنند.

* مشکل جداسازی جزیره‌ای در امکانات ورزشی در محلات

دبیر شورای راهبردی وزارت ورزش و جوانان درباره اینکه یکی از راه‌های ارتقای ورزش‌ همگانی، مدیریت یکپارچه ورزش در محلات است تصریح کرد: مدیریت ورزش در سطح محله با رویکرد سلامت محور و با هدف تجمیع امکانات مورد نیاز شهروندان و با کمک و مشارکت خود آن ها می تواند به عنوان یک راهکار اثربخش مورد توجه قرار گیرد. حیاط مدرسه، باشگاه های بخشی خصوصی، فضاهای ورزشی مربوط به دستگاه های اجرایی، همه و همه در یک بستر محلی و با تقویت هویت محلی در خدمت شهروندان قرار گرفته و مهمترین خروجی آن کاهش هزینه های ورزشی و رفع موانع فعالیت بدنی شهروندان است.

او ادامه داد: باید ورزش در کف محلات فعال شود و اینکه ما از افراد جامعه بخواهیم برای ورزش کردن، خودشان مکان و هزینه ورزش را تامین کنند اثربخش نیست. تجربه کشورهای موفق در حوزه ورزش همگانی دقیقاً خلاف وضعیت موجود در کشور ماست و اتفاقاً کشورهای بسیاری هستند که مشابه وضعیت ما هستند و علی رغم محدودیت منابع و امکانات توانسته اند تحول جدی در حوزه ورزش همگانی ایجاد کنند.

* هر فرد برای ورزش کردن مانعی دارد

شجیع با بیان اینکه در دنیا رویکرد جدیدی به نام بازاریابی اجتماعی به وجود آمده است، بیان کرد: این رویکرد معتقد است نسخه ثابتی وجود ندارد که همه مردم با استفاده از آن بتوانند ورزش کنند یا این گونه نیست که یک نسخه و دستورالعمل ثابت می‌تواند تمام مشکلات ورزش همگانی را حل کند. رویکرد بازاریابی اجتماعی می‌گوید هر فرد برای ورزش کردن مانعی دارد. ممکن است یک نفر به دلایل فرهنگی ورزش نکند و فرد دیگری به دلایل اقتصادی نتواند فعالیت بدنی داشته باشد. این رویکرد با نگاه خرد و محله محور موانع فعالیت بدنی افراد را بر می‌دارد و آنها را به سمت ورزش کردن سوق می‌دهد. اگر محلی برای ورزش کردن وجود نداشته باشد آن را در اختیار افراد قرار می‌دهد یا اگر هزینه ورزش کردن را نداشته باشد برایش تامین می‌کند.

* شهرداری تهران با وزارت ورزش هم‌افزایی ندارد

شجیع تاکید کرد: شهرداری تهران یکی از نهادهایی است که بودجه زیادی در زمینه ورزش همگانی دارد ولی برنامه‌های این نهاد اصلا با وزارت ورزش هماهنگ نیست. اگر هم روی کاغذ این هماهنگی وجود داشته باشد در عمل شاهد هم‌افزایی لازم نیستیم.

او با اشاره به چالش تصدی‌گری دولت و شهرداری‌ها در امر ورزش،‌ گفت: به عنوان مثال در کشورهای ژاپن، فنلاند و حتی هلند  وظیفه شهرداری رفع موانع شهروندان برای ورزش کردن است و اگر مانع فرد مشکل تأمین هزینه باشگاه ورزشی باشد، شهرداری این هزینه را از طریق پرداخت به بخش خصوصی تأمین می کند. در چنین شرایطی هم مردم ورزش می کنند و هم بخش خصوصی حمایت می‌شود. اینکه شهرداری استخر بسازد و تصدی‌گری کند کار درستی نیست. اضافه بر اینکه خدمات اینچنینی معمولا با کیفیت نیستند و نمی توانند مردم را به ورزش منظم ترغیب کنند.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: ما اماکن ورزشی متعلق به دولت را به اسم خصوصی‌سازی به بخش خصوصی واگذار کردیم و نتیجه اش این شد که ورزش را گران‌تر کردیم و اکنون از خودمان سئوال می کنیم که چرا مردم ورزش نمی کنند؟

انتهای پیام

چرا آبان نمادی از دفاع مقدس ندارد

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از خبرگزاری تسنیم از آبادان، شهرت آبادان در سده‌های نخست هجری، اغلب به دلیل مساجد، خانقاه‌ها و کاروانسراهای این شهر بوده که باگذشت زمان معیارهای دیگری نیز به آن‌ها اضافه شد ولی تنها این موارد نبودند که آبادان را به یکی از معروف‌ترین شهرها تبدیل کرد.

مسجد رنگونی‌ها، سینما شیرین، سینما تاج، میدان الفی، اروندرود، موزه هنر‌های معاصر، منطقه بوارده با معماری منحصربه‌فرد، موزه آبادان و موزه اسناد تاریخی و خطی  نیز برای ایجاد این معروفیت کافی نبوده‌اند. حتی قرار گرفتن در محاصره یک کشور قدرتمند نظامی و مورد هجوم قرار گرفتن این شهر طی یک جنگ 8 ساله نیز یک شهر را به این درجه از اهمیت نمی‌رساند.

غیرممکن‌ترین نقشه دنیا

مهم‌ترین ویژگی که آبادان را به جایگاه و شأن امروز رسانده ایستادگی در برابر این تهاجم بود به‌طوری‌که این شهر باوجوداینکه در حصر یک ارتش با پشتوانه جهانی قرار گرفت حتی یک‌لحظه هم به تسخیرش درنیامد. شاید رژیم بعث عراق اشغال این شهر را کار آسانی تلقی می‌کرد اما عملیات ثامن‌الائمه که منجر به شکست حصر آبادان شد نقشه دشمن را به غیرممکن‌ترین نقشه دنیا تبدیل کرد.

قرار گرفتن آبادان در کانون جنگ 8 ساله تحمیلی و مقاومت مردم برای حفظ خاک این خطه از سرزمین اسلامی سبب شد تا نام شهادت، ایثار، همبستگی و از همه مهم‌تر مقاومت در کنار نام آبادان در ذهن‌ها تداعی شود.

البته این تداعی همیشگی نیست و اگر کار فرهنگی برای حفظ و انتقال فداکاری‌ها و مقاومت مردم آبادان در 8 سال دفاع مقدس صورت نگیرد نسل‌های جدید نمی‌توانند درک مناسبی از آن داشته باشند و چه‌بسا رفته‌رفته به فراموشی سپرده شود.

یکی از راه‌هایی که می‌تواند مقاومت و ایثارگری‌های مردم آبادان را در تاریخ و برای نسل‌های بعد ماندگار کند ایجاد نماد است. نمادی که مختص دفاع مقدس در آبادان باشد و گویای ارزش‌هایی شود که در زمان جنگ در آبادان شکل گرفت. البته این نمادسازی در برخی شهرهای استان خوزستان و دیگر استان‌های مرزی شکل‌گرفته اما کاری دراین‌باره برای آبادان نشده است.

در فرهنگ واژگان اصطلاحات ادبی، واژه "نماد" همراه با رمز و مظهر و به‌عنوان معادل سمبل ذکرشده است و هر نماد حاوی پیامی است که سازنده به دنبال آن است. در تاریخ 8 سال دفاع مقدس نمادها همواره ابزاری برای بیداری روحیه جمعی یک ملت محسوب شده‌اند. در شعر دفاع مقدس علاوه بر نمادها و اسطوره‌های ملی، نمادهای دینی و مذهبی به‌وفور دیده می‌شود.

از آنجایی‌که مورد تهاجم بودن آبادان محدود به حصر در بازه زمانی خاص نبود و در 8 سال جنگ این شهر به‌صورت مداوم زیر حملات سنگین دشمن بود، عملیات مختلفی انجام شد، شهدای بسیاری جان سپردند و اتفاقات زیادی در این شهر افتاد تا درنهایت آبادان توانست سربلند بیرون آید. اگر مروری بر تاریخچه این رخدادها بیندازیم می‌توانیم ده‌ها نماد در این برهه از زمان برای آبادان بیابیم.

اما مشخص کردن یک نماد به‌عنوان سمبل دفاع مقدس در آبادان نیازمند کار کارشناسی است و همفکری صاحب‌نظران، رزمندگان، تاریخ شناسان و مسئولان را می‌طلبد چراکه این نماد باید حالتی منحصربه‌فرد داشته و با رخدادهایی که در ایام دفاع مقدس در آبادان اتفاق افتاد دارای ارتباطی نزدیک باشد.

آبادانی که تاریخ معاصرش پر از رخدادهای مهم بوده و دشمنان به آن چشم طمع داشته و دارند و هزینه‌های زیادی نیز برای این موضوع به‌خصوص در دفاع مقدس داده است مستحق حداقل یک نماد منحصربه‌فرد بوده و لازم است تا اقدامی محکمی در این حوزه انجام گیرد.

گزارش از عباس عامریان

اینترپل با عضویت فلسطین در این نهاد بین المللی موافقت اولیه کرد

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از پایگاه خبری معا فلسطین، روزنامه یدیعوت آحارانوت در واکنش به این خبر اعلام کرد که موافقت با درخواست فلسطین یعنی شکست تلاش های اسرائیل و آمریکا که طی ماه های گذشته برای ممانعت از پیوستن فلسطینی ها به این سازمان بین المللی اقدام کردند.
شبکه دو رژیم صهیونیستی نیز به نقل از مقام های صهیونیستی اعلام کرد که فلسطین خواهد توانست رای اکثریت اعضای اینترپل را برای پیوستن به این سازمان کسب کند.
این شبکه تلویزیونی صهیونیستی در ادامه عنوان کرد که اسرائیل از اینکه فلسطینی ها پس از عضویت در این سازمان شخصیت های اسرائیلی را به اتهام جنایت علیه مردم فلسطین تحت تعقیب پلیس بین الملل قرار دهند نگران است.
بر اساس این گزارش، رژیم صهیونیستی در حالی از عضویت فلسطین در پلیس بین الملل نگران است که عضویت فلسطین در این سازمان بین المللی به آن ها اجازه خواهد داد تا علیه نظامیان و شخصیت های سیاسی صهیونیستی اعلام جرم کرده و اطلاعات حساسی در خصوص مبارزه با تروریسم کسب کند.
قرار است روز سه شنبه عضویت فلسطین در هشتاد و ششمین اجلاس اینترپل پکن به رای گذاشته شود.
شبک**9365**3404**مترجم: رضا میرزائی**انتشار: محسن اسماعیلی

چه‌کسی فیلترینگ را به‌وجود آورد؟

خبرگزاری ایسنا: امروزه فیلترینگ به اشکال و انواع گوناگون در کشورهای مختلف دنیا وجود دارد و چیزی نیست که ابداع و ابتکار آن متعلق به کشورمان باشد. گسترده‌ترین فیلترینگ تارنماهای اینترنتی دنیا مربوط به کشورهای کره‌ی شمالی، چین و عربستان است که تنها بخش کوچکی از تارنماهای ملی خود را برای دسترسی عموم فعال کرده‌اند.  از زمان ورود اینترنت به ایران، در کشور ما نیز ضرورت وجود فیلترینگ سازماندهی‌شده و قانون‌مند، وجود داشت چراکه دسترسی کنترل‌نشده، نقطه‌ی شروع آسیبها و آفتهایی است که در قرن بیست و یکم و عصر رسانه‌های نوین، کودکان، نوجوانان و جوانان ما را بیش از دیگران تهدید می‌کند و آرامش روحی و سلامت فکری آنان را هدف قرار می‌دهد و به اذعان کارشناسان و تحلیلگران، فیلترینگ سامان‌دهی‌شده و قانونمند برای سالم‌سازی فضای اینترنت و حفاظت از آرامش روحی افراد جامعه، نه تنها یک امکان بلکه یک ضرورت است.
 
اما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات درباره نوع نگاه به فیلترینگ می‌گوید هر فضا و شرایطی که برای ما به وجود می‌آید، فرصت‌ها و تهدیداتی دارد. می‌توان به یک پدیده به عنوان تهدید نگاه کرده و آن را ببندیم یا از فرصت‌هایش بهره‌مند شویم. نگاهی در سابق وجود داشت که هر سرویسی در عرصه کشور فعال می‌شد به دلیل تهدیداتی که وجود داشت، آن را می‌بستند.
 
جهرمی ادامه داد: در مقابل این پدیده، در دولت یازدهم بحث پالایش هوشمند مطرح شد. اینکه ما از فرصت‌ها استفاده کنیم و موارد منفی را حذف کنیم و با سرویس‌های اینترنت فله‌ای برخورد نکنیم زیرا توانمندسازهایی در عرصه‌ی کشور هستند و فرصت‌هایی را ایجاد می‌کنند. اینجا نیز یک مفهوم و یک پروژه به اسم پالایش هوشمند وجود دارد. مفهوم پالایش هوشمند در شورای عالی فضای مجازی مطرح شده و تاییدیه گرفت که در سرویس اینستاگرام اجرا شد.
 
به گفته وی در مقطعی که این پالایش فعال بود، موفق عمل کرد. از زمان آغاز پالایش هوشمند روی اینستاگرام، پنج درصد محتوایی را که ارزیابی کردیم، موارد نامناسب با فرهنگ ما بود. پس از پالایش هوشمند و در این فرآیند، ۷۰۰ میلیون مصداق غیرمجاز شناسایی و بسته شده بود و خللی هم در زندگی مردم ایجاد نمی‌شد.
 
اما چالش بزرگ پروژه پالایش هوشمند، رمزنگاری است؛ پالایش هوشمند در موارد رمزگذاری‌شده نمی‌تواند مساله را حل کند. در دنیا هم مرسوم است که در موارد رمزگذاری با سرویس‌دهنده تعامل می‌کنند و به یک مفهوم و چارچوب مشترک می‌رسند. نوع نگاهی که برای سرویس‌های مبتنی بر رمز پیش رفت بدین ترتیب است. اما از آنجایی که عمده سرویس‌های مورد اقبال مردم ما بیشتر در آمریکا مشغول فعالیت هستند، طبق قوانین امکان تعاملی تا کنون وجود نداشته و به گفته جهرمی البته از طرف ما نیز عزمی وجود نداشته که تعامل صورت بگیرد.
 
در هر حال طی سالهای اخیر، گسترش اینترنت زمینه‌ای به وجود آورد که طیف وسیعی از اطلاعات بدون هیچگونه محدودیتی و فراتر از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان منتشر شود و به نحو چشمگیری به یک رسانه ارتباطی و اطلاعاتی تبدیل گردد.
 
خصوصیت و ویژگی اینترنت و سهولت انتشار مطالب و اطلاعات وعلاوه بر آن راحتی دستیابی به انواع مختلف اطلاعات در وب اعم از متن، صوت و تصویر و داده‌های گرافیکی متنوع، به اندازه‌ای شدت یافته است که در برخی موارد اطلاعات حاوی مطالب مخرب و زیانباری نیز در وب منتشر می‌شود که زمینه سوء استفاده‌های مختلف را فراهم آورده است.
 
هرزه‌نگاری‌های جنسی، ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و زیانبار، اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمانها و موارد مشابه، ضرورت کنترل محتوای وب را ناگزیر ساخته است، ولی این کنترل و نظارت برانتشار اطلاعات در جوامع مختلف و بر حسب خط مشی‌های سیاسی و فرهنگی هر جامعه نمودهای متفاوتی داشته است.
 
در برخی جوامع غربی تاکید بیش‌تر بر عدم سوء استفاده از اطلاعات خصوصی افراد و جلوگیری از انتشار تصاویر جنسی کودکان و ممانعت از دسترسی سازمان‌های تروریستی به اطلاعات خاص و مهم است اما کنترل محتوای اینترنت در جوامع شرقی و مذهبی فراتر از موارد فوق است و نظارت شدید بر اشاعه افکار و عقاید سیاسی در شبکه جهانی را نیز شامل می شود.
 
بطور مثال در کشور چین که مقام اول را در جهان از نظر تعداد کاربران اینترنت داراست، نظارت گسترده‌ای بر محتوای اطلاعات سیاسی صورت می‌گیرد و کنترل جدی بر عقاید و اندیشه‌های متضاد با حکومت کمونیستی چین در وب حاکم است و به این منظور “پلیس اینترنت” در این کشور نیز با این هدف شکل گرفته است.
 
عمده دلایل فیلتر کردن اینترنت در کشورهای مختلف را می‌توان در چهار تقسیم بندی کلی گنجاند: “مسائل سیاسی”، “مسائل اجتماعی”، ” مسائل امنیتی” و “مسائل اخلاقی” و آنچه باعث تفاوت مبنایی هر کشور برای فیلترینگ می‌شود، ارزش‌های بنیادین مورد توجه در هر مقوله در آن کشورها است.
 
در مجموع می‌توان گفت تعداد کشورهایی که در منطقه و جهان به نحوی با مساله فیلترینگ و سانسور در اینترنت مواجه هستند نسبتاً قابل توجه است. کشورهایی مانند سوئد، فرانسه وآلمان در قاره اروپا و کشورهایی مانند هند، عربستان، کره جنوبی، مالزی و در مجموع آسیا به عنوان بزرگترین قاره دنیا و نیز کانادا دارای گسترده‌ترین میزان تنوع فیلترینگ هستند.
 
گزارش زیر که از صفحه سایت پیوندها در کشور برگرفته شده است، بر تجارب دیگر کشورها در امر فیلترینگ و محدود کردن اینترنت مروری اجمالی دارد.
 
آمریکا
 

محدودسازی دسترسی کاربران به محتوای اینترنت در ایالات متحده‌ی آمریکا از نظام قانونی ویژه‌یی برخوردار است ولی به روشهای کاملاً حرفه‌یی و نامحسوس صورت می‌گیرد و از دسترسی اقشار مختلف جامعه به برخی تارنماهای خاص جلوگیری می کند. در این میان، سیاستهای کلان ایالات متحده در عرصه‌ی بین‌المللی نیز تاثیرگذار است.
 
در آغاز دوران رشد چشمگیر اینترنت در دهه ۹۰ و افزایش تصاعدی محتوا در آن، والدین آمریکایی تحت تاثیر چند مورد منتشر شده از اینترنت در رسانه‌های بزرگ، از دسترسی فرزندانشان به اینترنت به هراس افتادند و فشاری را آغاز کردند که منجر به تصویب “قانون نزاکت ارتباطات” در کنگره آمریکا شد. این قانون، فیلتر و مسدود ساختن محتویات “غیر اخلاقی” را مجاز دانسته است.
 
به دنبال تصویب این قانون، شرکت‌های سازنده نرم‌افزارهای امنیتی برای رایانه‌ها و شبکه‌ها، برنامه‌های فیلترینگی را عرضه کردند که یا در مبدا خدمات اینترنتی یعنی شرکت‌های “رسا” ISP و یا بصورت مجزا توسط شرکتها یا کاربران عادی بر روی رایانه‌ها نصب می‌شوند.
 
پس از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ نیز، پای دولت‌ها و حکومت‌های فراوانی به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان نقش کشورهای اروپایی و به ویژه ایالات متحده پر رنگ‌تر از سایرین بود.
 
ایالات متحده به عنوان پیشروترین کشور دنیا هم در زمینه به کارگیری و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتوای اینترنتی، پس از حملات ۱۱ سپتامبر، با چالشی جدی در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این کشور، قوانین محکمی را در این مورد وضع کرد تا جایی که حامیان حریم شخصی و آزادی‌های مدنی به اعتراضات گسترده‌ای علیه دولت بوش دست زدند.
 
آمریکا در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۰۱، قانونی تحت عنوان “لایحه میهن‌پرستی” را تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر تبادل داده‌های online کاربران، رنگ قانونی به خود می‌گرفت؛ این قانون که در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود، موجی از مخالفت‌ و اعتراض را هم در میان جمهوری خواهان و هم در بین دموکرات‌ها برانگیخت.
 
تغییر رییس جمهور در آمریکا نیز باعث تغییر در سیاست نقض حریم خصوص افراد نشده و اوباما نیز پس از روی کار آمدن اقدام به تمدید قانون شنود در این کشور کرد.
 
در ماه مارس سال ۲۰۰۸ میلادی، روزنامه‌ی نیویورک تایمز گزارشی منتشر کرد که کمپانی میزبانی وب (ENom) آمریکا، نام دامنه‌هایی که در لیست سیاه وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفته‌اند را مسدود می‌کند.
 
در آمریکا هم چنین در پی شکایات فراوان مهمانداران و مسافران خطوط هواپیمایی آمریکا از برخی کاربران در استفاده از تارنماهای غیراخلاقی با محتویات مستهجن، صاحبان شرکت های هواپیمایی به فکر فیلتر کردن این تارنماها افتاده اند.
 
جاسوسی دولت آمریکا از سرویس جی‌میل

 
پس از اینکه وزیر ارتباطات استرالیا، «استفان کانروی» سیاست‌های حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن کرد، تارنما اخبار فن‌آوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت، تأیید کرد که گوگل اجازه دسترسی دولت آمریکا به جی‌میل را فراهم کرده است.
 
پس از تصویب لایحه میهن‌پرستی که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانه‌یی از جمله تلفن، فکس، ایمیل و… داشته باشد. هرچند قبل از آن نیز چنین کنترل‌هایی با قواعد مشخص انجام می‌شد، اما هیچ‌گاه امکان کنترل کامل و گسترده‌ای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود.
 
در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.
 
هر چند آمریکا از شهروندان خود جاسوسی گسترده‌ای را به انجام می‌رساند و این جاسوسی پس از ۱۱ سپتامبر و تصویب قانون میهن‌پرستی گسترده‌تر و نیز آزادانه‌تر به انجام می‌رسد، اما به هر حال در یک چارچوب مشخص انجام می‌گیرد. اما در مورد کشورهایی که به صراحت مورد تحریم آمریکا قرار دارند، هیچ محدودیتی وجود ندارد.
 
مثلا اطلاعات شخصی کاربران سایر کشورها از جمله ایران بدون هیچ محدودیتی در اختیار سرویس‌های امنیتی آمریکا قرار می‌گیرد. اطلاعاتی شامل ایمیل‌های فرستاده شده افرادی که با آن‌ها ارتباط برقرار شده است، آدرس اینترنتی‌ای که از آن‌ها به جی‌میل وصل شده‌اند و …
 
وضعیت دیگر سرویس‌های اینترنتی

 
در بین سرویس‌های اینترنتی گوگل، مشکل تنها جی‌میل نیست؛ شرکت موزیلا که کار توسعه نرم‌افزار فایرفاکس را بر عهده دارد، حدود ۹۰ درصد درآمد خود را به طور مستقیم از گوگل دریافت می‌کند. در مقابل، موزیلا نیز دسترسی به سرویس‌های گوگل را تضمین کرده است؛ نکته جالب دیگر در مورد فایرفاکس این است که از طریق سرویس Safe Browsing گوگل، آدرس هر صفحه‌ای که در فایرفاکس دیده شود، به سرورهای گوگل فرستاده می‌شود تا از سلامت و مشکل‌دار نبودن آن (به طور مثال ویروسی نبودن آن) اطمینان حاصل شود.
 
این سرویس نیز امکان خوبی را برای گوگل فراهم می‌آورد تا صفحات بازدید شده توسط کاربران را ردیابی کند. با ساز و کارهای دیگری که گوگل در سرویس‌های اینترنتی مختلف دارد -از جمله سرویس Adsense و جی‌میل- و ترکیب اطلاعات، گوگل نه تنها می‌تواند تشخیص دهد که از چه آدرس IP صفحات اینترنتی بازدید می‌شوند، بلکه می‌تواند هویت دقیق فرد بازبینی کننده را نیز تشخیص دهد. این بخش نیاز به توضیح فنی بیش‌تری دارد که در این مقال مجال پرداختن آن نیست.
 
اما قصه فیلترینگ در اروپا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا، داستان دیگری دارد؛ که در ادامه به فیلترینگ و محدودیت اینترنت در کشورهای فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آلمان پرداخته خواهد شد:
 
فرانسه

 
فرانسه به عنوان کشوری با تمدن و فرهنگ کهن، برای حفظ ارزش‌های فرهنگی خود، نتایج موتورهای جست‌وجوی اینترنتی از جمله گوگل Google را دستکاری کرده و به زعم خود، آن را بومی می‌کند. علاوه بر این، با وجودی که تصمیمات اصلی و عمده پیرامون آزادی بیان در اینترنت و حفظ حریم خصوصی افراد در این عرصه، توسط اتحادیه اروپا اتخاذ می‌شود، اما کشور فرانسه یکی از معدود اعضای این اتحادیه است که در پذیرش آنها مقاومت زیادی کرده و سعی دارد قوانین خود را اجرا کند.
 
در بحث نظارتی نیز، کشور فرانسه با تصویب قانون LSQ در سال ۲۰۰۱، کلیه ISP های این کشور را موظف کرد تا فعالیت‌های اینترنتی و پیام‌های پست‌الکترونیک مشتریان خود را حداقل به مدت یک سال، ذخیره و نگهداری کنند. همچنین این قانون به قضات و پلیس این کشور اجازه می‌داد تا در پیام‌های شخصی کاربران به منظور کشف یا اثبات جرم، به تفحص بپردازند. این کشور نزدیک به ۲۲ میلیون کاربر اینترنت دارد که یک سوم جمعیتش را تشکیل می‌دهند.
 
به این ترتیب مردم فرانسه یکی از آنلاین‌ترین کشورهای دنیا به نسبت جمعیتش است. قوانین اینترنتی در این کشور بیش‌تر شامل قوانین تجارت الکترونیک و رعایت حریم شخصی و جرایم رایانه‌ای آن بیش‌تر مربوط به مسایل امنیت ملی و آسیب‌های اقتصادی است. ضمن اینکه فیلترینگ به طور جدی در مدارس این کشور و با بستن IP ها اعمال می‌شود.
 
انگلیس

 
در اکثر کشورهای اروپایی از جمله “انگلیس” فیلترینگ بیش‌تر بر روی مسائلی مانند پورنوگرافی کودکان، نژاد پرستی و مسائل تروریستی اعمال می شود.
 
یک سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی در انگلستان به نام “بنیاد نظارت بر اینترنت” فهرستی از تارنماهای غیراخلاقی را تهیه کرده و بر اساس آن، دسترسی ۹۸ درصد از کاربران اینترنت در انگلستان به این تارنماها مسدود شده است.
 
وزیر کشور انگلیس ضرب‌العجلی را تا پایان سال ۲۰۰۷ برای همه‌ی سرویس‌دهندگان خدمات اینترنتی در این کشور تعیین کرده بود تا یک سیستم مسدودسازی محتوا بر اساس سبک cleanfeed طراحی و اجرا کنند.
 
در سال ۲۰۰۶ هم وزیر کشور انگلیس قول داده بود که همه‌ی ISP های این کشور، تارنماهای غیراخلاقی کودکان را مسدود خواهند کرد. در اواسط سال ۲۰۰۶ میلادی، دولت انگلیس گزارش داد که دسترسی ۹۰ درصد کاربران اینترنت پرسرعت در این کشور به تارنماهای غیراخلاقی مسدود شده است.
 
علیرغم اینکه قرار بود این رقم در پایان سال ۲۰۰۷ به ۱۰۰ درصد برسد، اما گزارش‌های دولتی در پایان سال ۲۰۰۸ میلادی، رقم ۹۵ درصد را اعلام کردند و در پی آن، دولت تصمیم گرفت تا مسدود کردن دسترسی پنج درصد باقی‌مانده، هرچه سریعتر اقدامات لازم را انجام دهد.
 
ایتالیا

 
گفته می‌شود که فیلترینگ و سانسور محتوای اینترنت در کشور ایتالیا بسیار رایج است. این محدودسازی از دسترسی عموم مردم به محتوای تارنماهای خاص و حتی برخی شبکه‌های تلویزیونی جلوگیری می‌کند.
 
بر اساس آمارهای “گزارشگران بدون مرز”، با وجودی که ایتالیا پایین‌ترین رتبه‌ی آزادی رسانه‌ها در میان کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا را دارد و به عنوان کشور “تقریباً آزاد” شناخته می‌شود، اما قوانین ویژه‌یی برای کنترل محتوای رسانه‌ها و اینترنت در ایتالیا به تصویب رسیده‌اند که یکی از آنها مستقیماً به شخص نخست وزیر، سیلویو برلوسکونی برمی‌گردد.
 
طی سالهای گذشته در ایتالیا پس از اینکه گروهی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی Facebook اقدام به انتشار مطالبی بر علیه برلوسکونی کردند، قانونی برای مسدود کردن این تارنما تحت عنوان Romani Law تصویب شد. در ایتالیا همچنین یکی از قسمت‌های یک مجموعه‌ی تلویزیونی که استفاده از مواد مخدر در پارلمان این کشور را به تصویر می‌کشید، سانسور و از پخش آن جلوگیری شد.
 
آلمان

 
فیلترینگ اینترنت در آلمان، بر اساس قانون فدرال صورت می‌گیرد و در مواردی خاص، دادگاههای این کشور رای به مسدود شدن برخی تارنماها می‌دهند. با این حال، آلمان کشوری است که مسدودسازی محتوای سیاسی در آن به وفور دیده می‌شود.
 
نمونه‌یی از محتوای سیاسی مسدود شده توسط آلمان برای کاربران اینترنت، عبارات و کلیدواژه‌هایی است که به “نفی هلوکاست” مربوط می‌شوند. کاربران اینترنت در کشور آلمان اغلب نمی‌توانند به محتوای مقالات و نوشته‌هایی که به نفی هلوکاست می‌پردازند دسترسی داشته باشند. در اوایل سال ۲۰۱۰ میلادی نیز یک قانون فدرال برای مسدودسازی دسترسی به محتوای غیراخلاقی در آلمان به تصویب رسید.
 
استرالیا

 
فیلترینگ اینترنت در استرالیا عمدتا به طرح‌های ممنوعیت محتوای مجرمانه اینترنتی برمی‌گردد و دولت فدرال این کشور به واسطه ارایه‌دهندگان اینترنت دسترسی به برخی تارنماها را محدود می‌کند.
 
حزب کارگر استرالیا در سال ۲۰۰۸، طرح اجباری فیلترینگ اینترنت را برای تمامی شهروندان معرفی کرد. البته هنوز این طرح کاملا اجرایی نشده است.
 
نهاد مدیریت ارتباطات و رسانه استرالیا (ACMA) در راستای این طرح، لیست سیاهی از وب‌تارنماهایی را که محتوای مجرمانه دارند، فراهم کرده‌ و تارنماهایی که در این لیست سیاه قرار می‌گیرند، ‌ به ازای هر یک روز فعالیت، ۱۱ هزار دلار جریمه می‌شوند.
 
طی سالهای گذشته نیز قانونی با عنوان “شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها” در استرالیا مطرح شد که از طرح قبلی فیلترینگ اینترنت حمایت می‌کند.
 
قوانین استرالیا در زمینه سانسور اینترنت با عناوینی چون دیواره آتش بزرگ استرالیا، دیواره آتش ضد خرگوش(که برگرفته از نام دیوار ضد خرگوش در این کشور است) مطرح شده که می‌توان گفت مجموعه‌ای از قوانین ایالتی و فدرال است ولی مساله مهم در اینجا مقررات مربوط به برنامه پنجم طرح خدمات پخش رسانه‌ای سال ۱۹۹۲ است که بر اساس آن، اگر شکایتی در زمینه محتوای اینترنتی صادر شود، ACMA حق دخالت دارد و می‌تواند محتوای فیلم و ویدیوی آنلاین را بررسی کند.
 
لیست‌های سیاه

 
در اکتبر سال ۲۰۰۸ دو لیست سیاه توسط مقامات استرالیا ارائه شد. یکی از این لیست‌ها مربوط به محتوای غیرقانونی و دومی مربوط به محتوای نامناسب برای کودکان است. اولین فیلتر برای تمامی کاربران اینترنت این کشور الزامی است، اما دومی تنها برای کودکان ضرورت دارد.
 
دولت استرالیا هنوز جزییات این طرح را اعلام نکرده، اما اشاره کرده که الزام فیلتر شامل هزاران تارنما می‌شود و هم لیست سیاه ACMA و هم لیست سیاه بنیاد نظارت بر اینترنت بریتانیا (IWF) را دربرمی‌گیرد. این لیست IWF در ماه دسامبر سال ۲۰۰۸ مشکلاتی را به وجود آورد زیرا یکی از مقالات ویکی‌پدیا جزو این لیست فهرست شده بود و بسیاری از بریتانیایی‌ها تا مدت‌ها نمی‌توانستند آن را ویرایش کنند.
 
کانادا

 
کشور کانادا یکی از ۱۰ کشور برتر در زمینه ارتباط اینترنتی است. تمامی قوانین مربوط به کنترل محتوا در این کشور مربوط به مبارزه با تروریسم است و پس از واقعه ۱۱ سپتامبر شدت یافته است؛ ISP ها بر طبق قانون این کشور موظف به ثبت اطلاعات تمامی فعالیت‌های اینترنتی کاربران به مدت ۶ ماه هستند. این مساله مخالفت‌هایی را از میان گروه‌های مختلف به همراه داشته و این افراد آن را نوعی نقض حریم شخصی توسط قوانین دولتی می‌شمارند.
 
چین

 
در بخشی از تحقیقی که در دانشکده حقوق دانشگاه “هاروارد” در آمریکا در زمینه فیلتر کردن تارنماهای اینترنتی در سالهای گذشته انجام شد، مشخص شد کشور “چین” در صدر جدول فیلترینگ تارنماهای اینترنتی قرار دارد این در حالی است که چین در صدر بالاترین کاربران اینترنتی در دنیا قرار دارد.
 
از جمله مواردی که دولت چین به آن حساس است، می‌توان به استقلال تایوان و تبت، خشونت پلیس، واقعه تاریخی میدان “تیانمن”، پورنوگرافی، تارنماهای “بی بی‌سی” و “ویکی پدیا” اشاره کرد.
 
گفته می‌شود چین طی سالهای گذشته شیوه خاصی از فیلترینگ را در تارنما “گوگل” اعمال می‌کند. به این نحو که موتور جستجوگر گوگل بنا به تقاضای مقام های چین از ارائه برخی تارنماها در جستجوهای کاربران چینی خودداری می‌کند. یعنی ممکن است جستجوی واژه‌ای که در چین ناممکن و بی‌نتیجه است در مکان جغرافیایی دیگری نتایج بسیار متفاوتی داشته باشد.
 
مسدود کردن تارنما اشتراک عکس “فلیکر” به دلیل ارسال تصاویری از کشتار میدان “تیانمن” یکی از بارزترین تلاشهای چین برای کنترل تارنماهای اینترنتی است.
 
ویکی پدیا و جمعی از وب تارنماهای معروف دیگر، اغلب تارنماهای خبری و وبلاگهای شخصی نیز مشمول فیلترینگ در این کشور هستند. چین سیستم پیچیده‌ای از فیلترها و ارتشی از ده‌ها هزار کنترل کننده انسانی را به کار برده که بر اعمال کاربران اینترنتی این کشور نظارت می‌کنند. دولت این کشور این دستگاه نظارتی را که به نام “دیوار آتش بزرگ” شناخته شده، برای ایجاد یک “محیط سالم اینترنتی” برای مردم این کشور ضروری می‌داند.
 
عربستان سعودی

 
در عربستان با توجه به گستره وسیع تارنماهای سانسور شده اعم از مذهبی، سیاسی، جنسی عملا دسترسی به بسیاری از تارنماها قطع شده و تنها دسترسی محدود به برخی از منابع و مراجع آزاد است.
 
واحد خدمات اینترنت نهادی است که وظیفه فیلتر کردن را در این کشور برعهده دارد. تارنماهای فیلتر شده در عربستان علاوه بر تارنماهای غیراخلاقی، برخی تارنماهای مذهبی، پزشکی، فکاهی، فیلم و موسیقی را نیز شامل می‌شوند.
 
بررسیها نشان می‌دهد که تارنماهای غیراخلاقی بیش از سایر تارنماها فیلتر می‌شوند تارنما که راجع به مذاهب مختلف مطلب و گزارش ارائه می‌دهند و نیز تعدادی تارنما پزشکی از جمله تارنماهایی که که درباره روشهای سقط جنین توضیحاتی داشته‌اند، فیلتر شده‌اند.
 
برخی از تارنماهای فیلترشده مربوط به زنان است و از جمله تارنماهایی است که به صورت عمومی مباحث مربوط به زنان را دنبال می‌کنند که این نکته با توجه به محدودیت‌هایی که در عربستان برای زنان وجود دارد چندان غیر منتظره نیست.
 
تایلند

 
وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات تایلند به شکل غیرمستقیم از طریق ارایه‌ی درخواست به شرکتهای ISP این کشور برای مسدود کردن تارنماهای مختلف، سیاست‌های فیلترینگ خود را اعمال می‌کند. گرچه شرکت‌های ارایه‌دهنده‌ی خدمات اینترنتی قانوناً مکلف نیستند که این درخواست‌ها را بپذیرند، اما دبیر دائم وزارت ارتباطات تایلند طی نامه‌یی که در سال ۲۰۰۶ به ISP های این کشور ارسال کرد، اقدامات تنبیهی از جمله کاهش پهنای باند و حتی احتمال لغو مجوز فعالیت شرکت‌هایی که به درخواست وزارتخانه پاسخ مثبت ندهند را به عنوان یک هشدار جدی به آنان مطرح کرد.
 
فیلترینگ اینترنت در کشور تایلند بیشتر محتوای سیاسی تارنماها را نشانه می‌گیرد.
 
سایر کشورها

 
بر اساس گزارش دانشگاه هاروراد در خصوص فیلترینگ، “ویتنام” بیشتر در مورد تارنماهایی اعمال فیلترینگ می کند که مطالبی بر خلاف دولت می‌نویسند.
در “ازبکستان” اغلب تارنما های طرفداران آزادی رسانه‌ها و معترضان به عدم رعایت حقوق بشر فیلتر می‌شود.
در کره جنوبی بیشترین حساسیت روی مسائل همسایه شمالی این کشور (کره شمالی) است.

راه اندازی “قطار قم ـ کربلا” تحولی بزرگ در سفر عتبات و عالیات

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، راه‌آهن قم به‌عنوان شاهراه مواصلاتی خطوط ریلی  شمال به جنوب و شرق به غرب نقش کارکردی مؤثری در ایفای نقش حمل بار و مسافر در راه آهن جمهوری اسلامی ایران دارد. ارتباط با خطوط ریلی اصفهان، هرات و محور قدیم و جدید راه‌آهن تهران از ویژگی‌های مهم دیگر راه‌آهن استان قم است.

ورود و خروج بیش از 28 هزار واگن باری در ماه در کنار ورود و خروج بیش از 15 هزار سالن مسافری در طول یک ماه به همراه ورود و خروج بیش از 50 راه قطار مسافربری و 30 راه قطار باری در روز، جایگاه ویژه‌ای به خط راه‌آهن قم داده است. همچنین در 5 ماهه نخست سال 96، بیش از 789 هزار نفر وارد ایستگاه مرکزی استان قم شده که نسبت به 5 ماهه نخست سال 95 رشد 21.5 درصدی را نشان می‌دهد.در ضمن در 5 ماهه نخست سال جاری 330 هزار و 22 تن مقدار تناژ بارگیری و 294 هزار 380 تن نیز تناژ تخلیه بار بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل به ترتیب 479 و 258 درصد رشد داشته است.

با توجه به نقش ظرفیت بار موجود در مجاورت خطوط و ایستگاه‌های راه‌آهن استان قم و با عنایت به منویات رهبری معظم انقلاب در سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه در  اتصال شبکه ریلی به مراکز بزرگ اقتصادی، صنعتی و اداری می‌توان بااتصال این شبکه ریلی به شهرک‌های بزرگ صنعتی استان مانند شکوهیه و گمرک قم تحول نوینی در عرصه پویایی راه‌آهن قم ایفا کرد چراکه ظرفیت فعلی راه‌آهن قم در زمینهٔ حمل نقل بار بیش از 18 میلیون تن بار در طول سال است که در حال حاضر تنها نزدیک به یک‌میلیون تن بار از این طریق جابه‌جا می‌شود.

راه‌آهن قم سومین خط پرتردد کشور

اهمیت مذهبی استان قم و موقعیت زائر خیز بودن ویژه این شهر که سالانه پذیرای بیش از 20 میلیون مسافر است سبب می‌شود که از ظرفیت راه‌آهن استان قم برای رونق و پویایی اقتصادی استفاده مفیدتری کرد چراکه ورود گردشگر به یک شهر با ایجاد اشتغال و رونق فعالیت‌های اقتصادی رابطه‌ای مستقیم دارد که برای افزایش ورود مسافر به یک شهر لازم تا  بسترسازی‌های لازم انجام بگیرد.

مدیرکل آهن استان قم با تأکید بر ظرفیت بالای راه‌آهن قم اظهار داشت: ظرفیت ریلی استان قم بسیار بالاست و از نظر میزان مسافران ورودی و خروجی در جایگاه سوم کشور بعد از تهران و شهر مقدس مشهد قرار دارد.

محسن اعتماد بابیان خصوصیات کم‌نظیر راه‌آهن مرکزی استان قم عنوان کرد: قرار گرفتن راه‌آهن قم در مرکز شهر یک نعمت و موهبت بزرگ است که نظیر آن در شهرهای دیگر مشاهده نمی‌شود که باید از این ویژگی بسیار مناسب بهترین استفاده را کرد.

سوت قطار قم ـ کربلا به گوش می‌رسد

سالانه بیش از 2 میلیون زائر عراقی وارد ایران می‌شود درحالی‌که تعداد زائران ایرانی عتبات عالیات بسیار بیشتر از این میزان است و تنها در اربعین سال 95 بیش از 2 میلیون زائر ایرانی در پیاده‌روی حماسی این روز شرکت کردند که پیش‌بینی می‌شود امسال این تعداد از مرز 2.5 میلیون نفر نیز بگذرد بنابراین راه‌اندازی قطار مستقیم قم- کربلا ایده‌ای است که می‌تواند موفق باشد و تحول مناسبی نیز در آسایش و رفاه مسافران هر دو کشور داشته باشد.

مدیرکل راه‌آهن استان قم تأکید کرد: مسئولان ارشد استانی با ایده قطار قم- کربلا موافقت قطعی خود را اعلام کرده‌اند و در تلاش هستیم تا به‌زودی این خط راه‌اندازی شود.

نکته قابل‌تأمل در رابطه با راه‌اندازی قطار قم- کربلا این است که این قطار مختص ایام اربعین نیست و با توجه به تقاضای فراوان جامعه برای سفر عتبات و مزایا و امنیت بالای خطوط ریلی می‌تواند حداقل به‌صورت هفتگی یک سفر از قم به کربلا و بالعکس داشته باشد.

اعتماد کشور با اشاره به تقاضای زیاد مسافران ایرانی و عراقی برای راه‌اندازی قطار قم- کربلا عنوان کرد: حجم تقاضاها در این رابطه بسیار زیاد است و با توجه به سفر مداوم زائران ایرانی و عراقی برای زیارت اماکن مذهبی دو کشور اعتقادداریم که پس از اربعین نیز به‌صورت هفتگی این قطار به سرویس‌دهی مشغول باشد.

گزارش از اصغر شهبازی

مسکو خواهان بهبود روابط دوجانبه با آلمان

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از ایسنا، به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، ولادیمیر گرینین، سفیر مسکو در برلین گفت: مسکو نسبت به احیای تمام‌عیار تعامل سیاسی و رویکرد مثبت در تمامی حوزه‌های همکاری میان آلمان و روسیه امیدوار است.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: روسیه انتظار دارد که دولت جدید آلمان نیز رویکرد مشابهی در سیاست‌های خود داشته باشد.

گرینین اضافه کرد: به طور مشخص، سیگنال‌های مثبتی در این رابطه در جریان کمپین‌های انتخاباتی قابل دریافت بود.

وی افزود: طرف روسی نسبت به همکاری سازنده با دو حزبی که احتمالا دولتی ائتلافی تشکیل خواهند داد و نیز احزاب جناح مخالف، امید دارد.

این سفیر روس تصریح کرد: به رغم چالش‌های مشخص موجود، عدم وجود گزینه جایگزین برای همکاری در حوزه‌های مختلف امری بدیهی بوده که برلین نیز نسبت به آن آگاه است.

وی اظهار کرد: هیچ نشانه‌ای مبنی بر این که روسیه به دنبال مداخله در انتخابات پارلمانی آلمان بوده، وجود ندارد و افرادی که می‌خواهند مسکو را در این زمینه متهم کنند، دارای قوه تخیل بالایی هستند.

گرینین گفت: روسیه مانند هر کشور دیگری در سیاست خارجی خود مطابق با منافع ملی عمل می‌کند و در عین حال، خواهان مذاکره مبتنی بر احترام و اعتماد با تمامی شرکایش است.

انتهای پیام

بازار شغل های خدماتی سکه شد!

خبرگزاری ایسنا: شاید به این فکر کنید که در گذشته نه چندان دور تعداد شغل‌های خدماتی انگشت شمار بود و در خوشبینانه‌ترین حالت به ۱۰۰ تا ۱۵۰ شغل می‌رسید ولی امروز با شناسایی رشته شغل‌های متعدد و ظرفیتهای جدیدی که در بخش خدمات به وجود آمده، تعداد مشاغل این بخش افزایش قابل توجهی داشته است، تا جایی که در سالهای اخیر با رشد روز افزون فارغ التحصیلان دانشگاهی، افزایش تعداد جویندگان کار و نیاز بازار کار، جامعه به سمت مشاغل خدماتی رفته و استقبال بیشتری از بخش خدمات در مقایسه با بخش‌های صنعت و کشاورزی دیده می‌شود.

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از ایسنا، بررسی رشد ارزش افزوده بخش خدمات در مقایسه با بخشهای صنعت و کشاورزی طی ۹ ماهه سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد با وجود آنکه در سال‌هایی که رکود و رشد منفی اقتصادی حاکم بوده، بخش خدمات، جذب فرصتهای جدید شغلی، جابجایی نیروی انسانی و پتانسیل اشتغالزایی بیشتری از دیگر بخشهای اقتصادی به همراه داشته است؛ هر چند که ماهیت اشتغال ایجاد شده در این بخش قابل بحث بوده و احتمالا شاغلان آن بیشتر در بخش غیررسمی جذب شده‌اند. تصوری که برخی کارشناسان بر ملموس نبودن اشتغال جدید در اقتصاد دارند، می‌تواند ناشی از وضعیت حاکم بر بخش صنعت باشد که آمار تولید و میزان اشتغال جدید این بخش برای دوره پنج سال گذشته موید آن است.

بر اساس گزارش معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از وضعیت شاخص‌های اقتصادی پیش رو و بازار کار در سال ۱۳۹۵، بررسی سهم بخشهای اقتصادی از فرصتهای جدید شغلی نشان می‌دهد که بیشترین افزایش تعداد شاغلان در سال ۱۳۹۵ نسبت به سال ۱۳۹۴ در بخش خدمات و به میزان ۴۶۳ هزار شغل بوده است. در بخش کشاورزی و صنعت نیز به ترتیب ۱۰۰ هزار و ۵۳ هزار فرصت شغلی ایجاد شده است. به عبارت دیگر سهم بخش خدمات ۷۵.۲ درصد افزایش قابل توجهی نسبت به سهم بخشهای کشاورزی با ۱۶.۲ درصد و صنعت با ۸.۶ درصد داشته است و به نظر می‌رسد همزمان با ورود تازه واردها به بازار کار، دایره مشاغل خدماتی روبه فزونی نهاده است که این موضوع بیانگر تغییر تدریجی در ساختار اشتغال بر اساس شغلهای ایجاد شده بخشهای اقتصادی است و تداوم آن طی سالهای آتی می‌تواند ترکیب ساختار شغلهای ایجاد شده را به کلی متحول کند.

با وجود آن‌که امروز مشاغل خدماتی به بالاترین سهم اشتغالزایی در بازار کار رسیده و جذابیت کسب و کارهای خدماتی، بیشتر کارجویان را به مشاغل خدماتی علاقه‌مند کرده است اما کارشناسان معتقدند بدون همراهی بخش‌های صنعت و کشاورزی، توسعه اشتغال در بخش خدمات منجر به بازار کار متعادلی نخواهد شد.

به گفته آنها بسیاری از مشاغل خدماتی از ثبات و امنیت مناسبی برخوردار نیستند و دولت باید برای تعادل بازارکار هم که شده بسترهای توسعه اشتغال در تمام بخشهای تولید، صنعت و کشاورزی را فراهم کند.

اما چرا این روزها از کسب و کارهای خدماتی بیشتر استقبال می‌شود؟

حمید حاج اسماعیلی می‌گوید: “در کشورهایی که اقتصاد آن مبتنی بر تولید نیست و نیاز به سرمایه‌گذاری برای تاسیس بنگاههای خدماتی روبه کاهش است، رونق بخش خدمات هم بیشتر است.”

البته او معتقد است که مشاغل خدماتی همیشه پایدار نیستند و در فصولی از سال کاهش یا افزایش می‌یابند، به نحوی که اگر دچار مشکل شوند، پایداری خود را به سرعت از دست می‌دهند؛ همچنان که می‌توانند به سرعت ایجاد ظرفیت کنند.

به گفته این فعال حوزه کار، از آنجا که عمده فعالیتهای کشاورزی و صنعتی در اختیار دولت است و مشاغل مستمر و پایدار بیشتر در بخش صنعت تعریف می‌شود، لذا ظرفیت سازی و توسعه آن کمتر اتفاق افتاده و به تبع آن، رشد و جهش اشتغال در بخش صنعت نیز کمتر دیده می‌شود.

یک کارشناس بازار کار نیز در این باره معتقد است که به دلیل فراهم نبودن زیرساختهای لازم در بخش‌ کشاورزی وصنعت و پایین بودن هزینه‌ها، اقبال عمومی به سمت مشاغل خدماتی رفته است.

علی اکبر سیارمه می‌گوید: “وقتی زیرساختهای اساسی در تولیدات کشاورزی فراهم نیست و با نبود زمین و کمبود شدید منابع آبی مواجه هستیم، طبیعی است که تمایلی برای اشتغال در این بخش وجود ندارد یا کم است.”

وی لازمه اشتغال در بخش صنعت را تامین مواد اولیه، وجود بازار مصرف،‌ صادرات و سرمایه‌گذاری مناسب می‌داند و می‌افزاید: “هزینه ایجاد شغل در این بخش بالا است و بیشتر تسهیلاتی هم که برای تولید در نظر گرفته می‌شود، انگشت شمار در آن هزینه شده، چون این تسهیلات اغلب در بخشها و طرح‌های دیگر استفاده شده است.”

به گفته سیارمه، گسترش مشاغل خدماتی امروز در تمام دنیا رواج یافته و میل به انجام فعالیتهای خدماتی این امر را تایید می‌کند.

به گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از ایسنا، بر اساس آمار مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی کشور طی سالهای ۱۳۹۴-۱۳۹۰ به طور متوسط در حدود ۰.۴ درصد بوده است که این رقم در ۹ ماهه سال ۱۳۹۵ به سطح پنج درصد رسیده است. ارزش افزوده بخش‌های اقتصادی ایران به استثنای بخش نفت در سال ۱۳۹۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن حاکی از آن است که بیشترین رشد ارزش افزوده مربوط به بخش کشاورزی با ۵.۷ درصد و بخش خدمات با ۵.۴ درصد بوده که بخش خدمات نیز به دلیل ظرفیت اشتغالزایی آن، سهم بالایی را در ایجاد اشتغال جدید (۷۵ درصد) در سال ۱۳۹۵ داشته است.

با بررسی رشد ارزش افزوده بخش صنعت در مقایسه با بخشهای خدمات و کشاورزی طی ۹ ماهه اول سال ۱۳۹۵ نیز ملاحظه می‌شود علی رغم رشد این بخش، سهم بسیار کمتری را در ایجاد اشتغال جدید داشته و رشد آن ۸.۶ درصد بوده است.

هادی ابوی ـ دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران – در پاسخ به این پرسش که چرا آمار اشتغال در بخش خدمات بیشتر از بخشهای کشاورزی و صنعت است؟ می‌گوید: “ایجاد شغل در بخش صنعت گران است؛ تربیت نیروی متخصص و کاربلد، تهیه تجهیزات و راه اندازی خط تولید هم هزینه بالایی می‌خواهد، بنابراین کمتر از آن استقبال می‌شود. از طرف دیگر در بخش صنعت ممکن است یک کارخانه تولیدی بتواند میلیونها تن تولید داشته باشد ولی عرضه و فروش محصول و بازاریابی آن مهم است و اگر نتواند محصولاتش را به بازار عرضه کند قطعا با مشکل مواجه می‌شود.”

او می‌افزاید: “تسهیلات بانکی هم به دلیل بهره‌های بالای بانکی کمکی به بخش تولیدات کشاورزی و صنعتی نمی‌کند و به همین دلیل بهترین بخشی که بتواند با کمترین هزینه اشتغال گسترده‌ای به دنبال داشته باشد، بخش خدمات است.”

اما به اعتقاد فتح‌ اله بیات ـ رییس اتحادیه کارگران قراردادی – سرمایه‌گذاری یکی از عواملی است که در سالهای گذشته موجب کمرنگ شدن بخش صنعت و کشاورزی شده است، چون ایجاد شغل در بخش صنعت و به ویژه کشاورزی به لحاظ فرایندی که تولید یک محصول دارد سخت و زمان‌بر است و باید وقت و هزینه زیادی صرف آن شود، لذا فرد ترجیح می‌دهد وارد کسب و کار خدماتی شود که هم دغدغه تامین مواد اولیه، تعمیر دستگاه و خرید تجهیزات صنعتی را نداشته باشد و هم نگران نبود منابع آبی، خاک حاصلخیز و به بار نشستن محصول و فروش آن در بازار نباشد.

او می‌گوید: “دلیل تمایل کارجویان به مشاغل خدماتی این است که در بخش خدمات هزینه‌ها کمتر و بازدهی کار بیشتر است و افراد با حداقل سرمایه یک کسب و کار راه‌ندازی می‌کنند و اگر بخواهند عده‌ای را هم با حداقل امکانات به کار می‌گیرند”.

اما حمید حاج اسماعیلی ـ کارشناس بازار – کار نظر دیگری در این باره ارائه می‌دهد و در ارزیابی دلیل اقبال جامعه به سمت مشاغل خدماتی می‌گوید: “ظرفیت‌های تولید در بخش صنعت که وابسته به دولت و عمدتا متعلق به بنگاه‌های بزرگ نفت و گاز و برق، فولاد و خودروسازی است محدود است و در شرایطی که کشور دچار تحریم می‌شود، افزایش نمی‌یابد. در نتیجه رشد اشتغال این بخشها کاهش پیدا می‌کند و به همین دلیل نمی‌توان روی اشتغال آن حساب باز کرد.”

به اعتقاد وی بخش خدمات بیشتر با مصرف عمومی و روزمره مردم در ارتباط است و موسسات مالی، بیمارستانها، مراکز درمانی،‌ پایانه‌های حمل و نقل و مراکز عرضه مواد غذایی و خوراکی همگی مرتبط با بخش خدمات است، بنابراین وقتی اقتصاد کشور مبتنی بر تولید نباشد و به طور طبیعی به سرمایه‌ بالایی برای تاسیس بنگاههای خدماتی نیاز نباشد، بخش خدمات رشد پیدا می‌کند.

با وجود آنکه نرخ بیکاری از سال ۱۳۹۴ تا سال ۱۳۹۵ از ۱۱ درصد به ۱۲.۴ درصد افزایش یافته به تعداد شاغلان کشور بیش از ۶۱۶ هزار نفر افزوده شده است، افزایش تعداد شاغلان در سه بخش مهم اقتصادی کشاورزی، صنعت و خدمات یکی از علائم رونق تدریجی بازار کار و خروج آن از رکود است.

بر اساس گزارش معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت کار، در سال ۱۳۹۵ نسبت به زمان مشابه سال قبل از آن، ۴۶۳ هزار نفر (معادل ۷۵ درصد) از کل ۶۱۶ هزار فرصت شغلی جدید در بخش خدمات جذب شده‌اند، ضمن این که همانند اکثر کشورها بنا به تغییرات ماهوی اقتصاد به ویژه در فعالیت‌هایی نظیر حمل و نقل، انبارداری، ارتباطات، گردشگری و خدمات مالی بیشترین پتانسیل را برای جذب نیروی انسانی دارد و بخش خدمات ظرفیت‌های بیشتری برای جذب زنان داشته است. البته ممکن است بخشی از این فرصتهای جدید در مشاغل غیررسمی باشد که نیازمند توجه بیشتر سیاستگذاری بازار کار از بعد حقوقی و نهادی است.

اگر چه نمی‌توان ظرفیت‌های اشتغال در بخش خدمات و تاثیرگذاری آن بر اقتصاد کشور را نادیده گرفت اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که در شرایط بحرانی و نامساعد، مشاغل بخش خدمات از ثبات و پایداری لازم برخوردار نیست و همین امر می‌تواند بسیاری از ظرفیتهای اشتغال را دستخوش تغییر قرار دهد. از این رو لازم است تا در بخش‌های دیگر اقتصاد که از پتانسیل و ظرفیت بالایی برخوردار است سرمایه‌گذاری لازم به لحاظ توسعه اشتغال صورت گیردو در عین حال فراموش نکنیم که کشاورزی پایه استقلال اقتصادی هر کشور به شمار می‌رود و در کنار توجه به بخشهایی همچون خدمات، نباید بخش کشاورزی را نادیده گرفت.

کارشناسان اقتصادی از گردشگری، هتلداری، حمل و نقل، فناوری اطلاعات و کسب و کارهای اینترنتی به عنوان بخشهای خدماتی زودبازده و تاثیرگذار در اقتصاد نام می‌برند که ضمن اشتغالزایی، درآمدزایی قابل توجهی دارند و با توجه به جذابیتی که کسب و کارهای خدماتی برای جویندگان کار دارد، هدایت فارغ التحصیلان به این دسته شغل‌ها را توصیه می‌کنند. به همین دلیل از دولت می‌خواهند سرمایه‌گذاری‌ها را به این سمت سرازیر کند و فرصتهای شغلی این بخشها را به تناسب نیاز بازار کار در اختیار کارجویان و دانش آموختگان قرار دهد و از ظرفیت نیروهای انسانی تحصیلکرده در این زمینه استفاده کند.

اگر امروز نیازمند احیای مشاغل در حوزه خدمات هستیم به این دلیل است که ایجاد اشتغال در این حوزه به سرانه کمتری نیاز دارد و با هزینه‌ای به مراتب کمتر نسبت به بخش‌هایی چون کشاورزی و صنعت، می‌توان اشتغال مورد نظر را ایجاد کرد.

دوربین بازیگر را قضاوت می‌کند؛ آن‌هم بدون وکیل!

بازیگر سریال «سر دلبران» در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به وضعیت صداوسیما بیان کرد: من در یک بازه زمانی از بازی در سریال‌ها و همکاری با سازمان صدا وسیما لذت بردم. برای مثال زمانی که آقای پورمحمدی مدیر شبکه «سه» بود و به جوانان اهمیت داده می‌شد و همچنین زمانی که آقای فرجی مدیر فیلم و سریال شبکه یک بود به بسیاری از بازیگران کمک ویژه کردند و حتی روی بعضی بازیگران حساسیت داشتند که چه کارهایی را بازی کنند و چه کارهایی را نپذیرند. آقای فرجی چند بار  هم به من تذکر جدی و درست دادند.

او افزود: زمانی که آقای پور محمدی دوباره به شبکه سه آمد، پدرم تازه به بیمارستان رفته بود و اوج روزهای بد من بود اما از حضور او خوشحال شدم.

ارجمند با اشاره به علت موفقیت سریال «صاحبدلان» اظهار کرد: «صاحبدلان» سریال موفقی بود به دلیل اینکه فیلمنامه آن زمانی که می‌خواستیم تصویربرداری را شروع کنیم کامل بود. در مدتی که سریال مناسبتی بازی می‌کردم، «صاحبدلان» تنها سریال مناسبتی با فیلمنامه کامل بود؛ البته ۲۰ قسمت از فیلمنامه «پشت کنکوری‌ها» هم نوشته شده بود اما بقیه سریال‌هایی که تجربه کردم فیلمنامه کاملی نداشتند. حتی من در سریالی بازی کردم که با ۱۲ بازیگر قرار داد بسته بودند و بر اساس بازیگران فیلمنامه را نوشتند.

بازیگر سریال «صاحبدلان» درباره‌ی کیفیت سریال‌های مناسبتی گفت: سریال‌های مناسبتی که با شتاب ساخته شده‌اند نتیجه خوبی نداشتند اما مجموعه‌هایی که زمان بیشتری برای ساخت آن‌ها گذاشته شده است،  کیفیت خوبی داشتند. سریال‌های «صاحبدلان»، «پشت کنکوری‌ها» و «نردبام آسمان» با کیفیت بودند.

او با اشاره به زمان پخش سریال «سر دلبران» ادامه داد:  اتفاق خوبی بود که این سریال ماه رمضان امسال پخش نشد. اگر سریال «سر دلبران» طبق برنامه‌ای که ما در نظر داریم پیش برود، تلویزیون به این نتیجه خواهد رسید که برای ساخت سریال ماه رمضان پروژه هفت یا هشت ماهه داشته باشد.

برزو ارجمند با اشاره به اهمیت قصه سریال‌ها، اظهار کرد: مهران غفوریان جزو بازیگران شیرینی است که من با او کار کرده‌ام و از بازی او لذت بردم اما او باید فضایی داشته باشد تا بداند چه شخصیتی را در بازی خود ارایه دهد. فضای مورد نظر ما قصه است؛ زمانی که قصه در کار طنز و جدی وجود نداشته باشد، همه ما شکست می‌خوریم.

او افزود: به نظرم سریال در پیش تولید ساخته می‌شود، به دلیل اینکه قصه نوشته شده و بازیگران و عوامل پشت صحنه مشخص می‌شوند و کنار هم کار می‌کنند؛ بنابراین به نظرم تولید آسان‌ترین قسمت ماجراست.

بازیگر سریال «پشت کنکوری‌ها» با اشاره به وسعت هنر بیان کرد: شما اگر تعداد زیادی بازیگر در تلویزیون و سینما می‌بینید دلیل آن بی در و پیکر بودن سینما وتلویزیون نیست بلکه هنر به قدری وسیع است که هیچ کس جای کسی را تنگ نمی‌کند و این مختص هنر است.

برزو ارجمند با بیان اینکه دوربین بازیگران را قضاوت می‌کند، گفت: بازیگری که به تکرار می‌افتد عمر نمی‌کند. نکته‌ای که من در این بیست وچهار سال فعالیتم یاد گرفتم این است که بی رحم ترین قاضی دنیا دوربین است و دوربین شما را قضاوت می‌کند به گونه‌ای که حتی اجازه وکیل مدافع گرفتن هم نداری. در واقع گاهی دوربین شما را از در بیرون می‌اندازد و نمی‌توانی برگردی. ما زمانی سوپر استارهایی داشتیم که امروز  نیستند به دلیل اینکه دوربین قضاوتشان کرد.

انتهای پیام

سقوط؛ نتیجه تکیه به عصای دیگران

نباید سیاست‌های کشور در رابطه با مسائل داخلی و بین المللی را با عصای راهنمای غرب، هدایت کنیمبه گزارش چاپارک , جامع ترین خبرخوان فارسی به نقل از خبرنگار خبرگزاری میزان، حسین کنعانی‌مقدم دبیرکل حزب سبز ایران در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد، نوشت: در آستانه عاشورای حسینی، یکی از درس‌ها و عبرت‌هایی که از این واقعه تاریخی گرفته ایم و رهبر معظم انقلاب نیز چند سال پیش تحت عنوان عبرت‌های عاشورا از آن یادکردند، عدم وابستگی به دیگر کشورهاست و اینکه بدانیم و به این مهم پایبند باشیم که بیگانگان نمی‌توانند مشکلات و مسائلی که در کشوروجود دارد را حل کنند.

بر اساس آیات سوره صف نباید دشمنان خود را، ولی خودمان قرار دهیم بلکه بااستقامت و پایداری سعی کنیم در موضعی از قدرت قرار بگیریم که دشمنان نتوانند بر ما غلبه کنند. شعار هیهات من الذله از این جا ناشی می‌شود که ما نباید ذلت زیر دست بودن دشمنان را بپذیریم.
در بیانات رهبری در ۹ جلسه ملاقات با شورای مجلس خبرگان، شاهد این بودیم که در ریل گذاری‌ای که رهبر معظم انقلاب برای آینده کشور در بحث استقلال داشتند، مدام بر عدم وابستگی به قدرت‌های بزرگ تاکید دارند و اینکه ما اگر به قدرت‌ها و داشته‌های خودمان در داخل توجه کنیم و در مسیر استقلال و آزادی در درون نظام خودمان حرکت کنیم، قطعا پیروز خواهیم شد.
بار‌ها در طول تاریخ دیده‌ایم کشور‌هایی که به دنبال این بودند که با عصای دیگران راه بروند، چگونه زیرپای شان خالی شده و خیلی ازآن‌ها سقوط کرده اند. در جریان بیداری اسلامی در منطقه، شاهد سقوط خیلی از این حکامی بودیم که ملت و قدرت خود را فراموش کرده، استقلال و عرت خود را از یاد برده بودند و عصای دیگران را محل اتکا قرار داده بودند.
این الزام به چنگ زدن به حبل الله براساس آیه شریفه “واعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا” که در بیانات رهبرمعظم انقلاب هم مشاهده می‌شود ما را به اتحاد داخلی با همه نیروها، استعداد‌ها و توانایی‌های مادی و معنوی مان رهنمون می‌کند تا بدین وسیله در حوادث و اتفاقات روی پای خود بایستیم و کشور و ملت را از تهدید‌ها و تحریم‌ها نجات دهیم.
این نکته برای کشور ما مهم است که نباید سیاست‌های خود را در رابطه با مسائل داخلی و بین المللی با عصای راهنمای غرب و یا قدرت‌های دنیا هدایت کند، زیرا آن‌ها برای منافع خود کار می‌کنند و ممکن است هر لحظه این عصا شکسته شود و ما نتوانیم دیگر روی پای خود بایستیم.، چون اتکای مان به دانش، داشته‌ها و توانایی دیگران است.